ارس به نقل از آفتاب یزد: در روزهای اخیر، اظهارات یک مقام نـظامی در رسانهها منتشر شد که هم عجیب بود و هم پیامآور. این مقام نظامی کـه هیچگونه مسئولیت یا سابقه قضایی ندارد اظهاراتی به یک بازداشتی مظلوم که هنوز وکیل او موفق به دیدارش نشده منتسب کرد و موجب ذوقزدگی بعضی از رسانهها شد که ظاهراً قبل از این مقام نظامی، به پروندهها دسترسی داشتهاند یـا در حـال پـرونـده سـازی موهوم برای اصلاح طلبان در بند بودهاند. اظهارات اخیر بار دیگر این موضوع را ثابت مـیکـنـد کـه اراده دخـالت نظامیان در سیاست، اکنون به مرحلهای بالاتر رسیده و آنها در مقام قضاوت نیز نشستهاند.
این پیامی است که در اظهارات اخیر مستتر است و قاعدتاً همه ما باید آن را به عنوان یک حقیقت تلخ بپذیریم. با همین فـرض، مـا هم بـه عـنـوان روزنـامـهنگار لابد حق داریم بدون تخصص و مسئولیت قضایی، وارد همین پرونده شویم و با استناد به مبانی قضاوت این مقام نظامی به دفاع از متهم مورد نظر این سردار بپردازیم. این مقام نظامی، از قول متهمی که ظاهراً سهم او از وکیل نیز در اختیار پرونده سازان، پرونده خوانان و افشاگران غیرقانونی قرار گرفته، ادعا کرده است که «در مترو تهران نظرسنجی میشده و نتیجه آن به عنوان نتایج نظرسنجی از کل کشور در اختیار مهندس موسوی قرار میگرفته است!» ظاهراً این اقدام شنیع، مهمترین اتهام کسی است که از دو ماه پیش در بازداشت انفرادی بوده و به غیر از دست اندرکاران پرونده، تنها چند روزنامه خاص و تعدادی از مقامات نظامی از وضعیت او با خبر هستند. اگر اینگونه باشد بایستی به انصاف، هوشمندی و دقت کار این متهم، درود فرستاد و به جای زندان، او را پشت میز ریاست یکی از مراکز نظرسنجی قرار داد که نظرسازیهای آنها تاکنون موجب اظهار نظرهای غیر دقیق و تصمیم گیری های هزینه ساز توسط بعضی از مسئولان دولتی شده است. راستی اگر قرار باشد نقطه ای از شهر تهران را به عنوان نمونهای قابل اتکا از متوسط مردم ایران در نظر بگیریم، کدام نقطه معتبرتر از» مترو« است که قطعاً هموطنانی از سراسر کشور در آن حضور دارند؟ بعضی پرونده سازان یا پرونده خوانان غیرقانونی، اگر بعد از اتمام وظیفه افشاگری، دقایقی در ایـسـتـگاه مترو تهران به سر برند افرادی را از همه اقوام و فرهنگ های کشور با پایبندی های گوناگون به مسائل مذهبی و منش های متفاوت شخصی ملاحظه خواهند کرد؛ بـه طـوری کـه بـه راحـتـی مـی توان آنها را نمایندگانی از کل کشور دانست.
اما به فرض که اقدام این متهم، یک اطلاع رسانی غلط، جهت دار و هزینه ساز تلقی شود که او را مستحق حداقل دو ماه بازداشت انفرادی و دور نگهداشتن از وکیل و خانواده کرده باشد، آنگاه این سوال در پیش روی »قاضی- نظامیان« قرار می گیرد که » آیا این اصلاح طلب بازداشتی، تنها کسی است که اطلاعات جعلی در اختیار برخی افراد قرار داده و برای کشور هزینه سازی کرده است؟« نگارنده گمان می کند پاسخ بـه این سوال منفی است. مثلاً می توان سوال کرد که » اطلاع رسانی غلط بعضی مگسان دور شیرینی، که اطلاعات دروغ آنها تا ماه ها موجب تکذیب گرانی توسط مسئولانو اصرار آنها بر تداوم سیاستهای گرانیساز می شد، هزینه بیشتری برای کشور داشته یا آنچه که در محیط دربسته و نه در محضر محکمه علنی، به عنوان جعل آمار انتخاباتی تلقی شده است؟« آیا صدها اطلاعیه، بیانیه و ادعاهای موسویو کروبی حتی به اندازه یک درصد گرانی های ناشی از تصمیمات غلط دولتیها، مردم را ناراضی و جامعه را ملتهب میکند؟
اگر اطلاعرسانی غلط که موجب برخی ناآرامیها میشود آبروی کشور و نظام را به خطر میاندازد ارائه اطلاعات غلط به رئیس دولت توسط »سیاست پیشگان مـشـکـوک« چـه حـکـمـی دارد؟ مـگـر سـردار کـه اکـنون از «پرونده قضایی» اطلاع رسانی میکند نشنیده است که رئیس دولت در برنامهای که دهها میلیون بیننده داشت از »عذرخواهی کتبی بلر به خاطر تجاوز ملوانان انگلیسی به آبهای ایران« سخن گفت؟ چرا کسی ارائهکنندگان این خبر دروغ به رئیسجمهور که موجب آبروریزی واقعی برای کشور در سطح جهان شد را به محاکمه نمیکشاند؟
آیا منابع اطلاعاتی که احمدینژاد را از وجود فساد مالی در خانواده رئیس مجلس خبرگان و رئیس بازرسی رهبری مطمئن ساختند، به اندازه کسی که آمار انتخاباتی از ایستگاه مترو جمع ا~وری کرده ،به نظام جمهوری اسلامی صدمه نزده است؟ کسی که آمارهای غلط او از میزان معترضان خیابانی، باعث شد احمدینژاد در حضور صدها خبرنگار خارجی بگوید »تعداد معترضان، حتی به اندازه حاضران در یک صندوق رایگیری نیستند« چه؟ راستی آن معاون رئیسجمهور که با شجاعت کامل، مصاحبهای برگزار کرد و گفت: »مدرک دکترای کردان را شخصا ملاحظه کردهام« بیشتر تنش و آبروریزی ایجاد کرده یا کسی که آماری از متوسط آرای »ایران کوچک« در ایستگاه مترو ارائه نموده است؟
البته بعضی افراد که اخیرا به خود اجازه میدهند از طریق تریبونها، به قضاوت در مورد دیگران بپردازند از صلاحیت کافی برای پاسخگویی به این سوالات برخوردار نیستند اما حال که خود را به صورت تحمیلی در جمع قاضیان قرار دادهاند پس بهتر است در مورد این نکات نیز قضاوت خویش را بیان کنند. شاید اگر عادلانه قضاوت کنند لازم باشد برخی متهمان معرفی شده در این مقاله را به سلول آن اصلاح طلب بازداشتی بفرستند.
ایشان با بیان برخی ویژگیهای حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) افزودند در عهدی که آن حضرت به مالک اشتر نوشت، بر پنج نکته تکیه فرمود: رحمت، محبت، لطف، بخشش، و گذشت نسبت به همه، چه مسلمان و چه کافر، چه یهودی و چه مسیحی. مبادا در قلمرو حکومت تو نسبت به یک کافر کمترین تعدی بشود.
آیت الله وحید خراسانی در بیانات مهمی در آستانه ماه مبارک رمضان به تبیین عظمت ماه مبارک رمضان و تلاوت قرآن و نیز اهمیت عزاداری شهادت امیرالمومنین (علیه السلام) در بیست و یکم این ماه و برخی ویژگیهای حکومت آن حضرت پرداختند. به گزارش خبرنگار « شیعه نیوز » ؛ ایشان با بیان این حدیث امام صادق (علیه السلام) که فرمودند: اگر جوانی قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خون او ممزوج می شود، فرمودند: ختم قرآن را برای امام زمان (علیه السلام) انجام دهید، اگر جوانی در هر ماه یک ختم قرآن کند، و ثواب آن را به امام عصر هدیه نماید، آن سلیمان وجود که فضائل صد و بیست و چهار هزار پیغمبر در اوست، با این جوان چه خواهد کرد؟ این مرجع عالیقدر در ادامه سخنان خود، با اشاره به فرمایش رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند: ورع از آنچه که خدا حرام کرده، بهترین اعمال ماه رمضان است، توضیح دادند: حفظ شکم از لقمه حرام و حفظ چشم از نگاه حرام و ترک سایر محرمات بالاترین عمل ماه رمضان است. ایشان با اشاره به مصیبت شهادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در ماه رمضان افزودند: کسانی که در روز شهادت آن حضرت همراه دسته های عزا بیرون می آیید و بر سر و سینه می زنید وقت مردن خاتم انبیاء سرتان را به زانو خواهد گرفت چرا که پیامبر فرمودند: یا علی کسی که تو را کشته مرا کشته است یعنی عزاداری روز بیست و یکم عزاداری برای رسول خدا است. آیت الله وحید خراسانی سپس با بیان برخی ویژگیهای حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) افزودند در عهدی که آن حضرت به مالک اشتر نوشت، بر پنج نکته تکیه فرمود: رحمت، محبت، لطف، بخشش، و گذشت نسبت به همه، چه مسلمان و چه کافر، چه یهودی و چه مسیحی. مبادا در قلمرو حکومت تو نسبت به یک کافر کمترین تعدی بشود. اگر مردم لغزش و خطائی داشتند، با آنها طوری رفتار کن که دوست داری خداوند با تو آن گونه رفتار کند.
اگر چه در شرایط تلخ فعلی نیز برگشت نظام به موضع جمهوری اسلامی را در گرو حمایت از رهبری و اقدامات موثر ایشان می دانم اما نامه زیر که اعتراضی به عملکرد رهبری ایست صرفا از جهت شنیدن صدای معترضان برای اهل سیاست مفید است. دانشجویان معترض که درج اسامیشان مشکل امنیتی برایشان ایجاد می کرده در نامه ای به شرح ذیل به عملکرد نظام و به ویژه رهبری اعتراض دارند که خواندن نامه را به شما توصیه میکنم:
خدمت آیات عظام وعلمای اسلام، اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری با سلام و تحیت "کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش"
به دنبال نامۀ جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه به آن مجلس محترم که در آن با توجه شرط عدالت رهبری نکات مهمی دربارۀ مصداق فعلی آن به عرض آن مجلس محترم رسید، ما جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان علوم سیاسی دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، تربیت مدرس، و علامه طباطبایی نیز بر آن شدیم تا نکات مهمی را درباب سومین شرط رهبری در قانون اساسی طبق اصل 109 یعنی "بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری" با خبرگان ملت در میان بگذاریم...........
مستند سازان در جشنواره "سینما حقیقت" شرکت نمی کنند
ما نمی توانیم جای خالی مستندهای ساخته نشده از وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم و به دلیل ارزش و احترامی که برای بیان حقیقت قائلیم از هرگونه حضور و شرکت در این جشنواره به عنوان دستاندرکار، منتقد و تماشاگر خودداری میکنیم.
سرویس فرهنگ و هنر ـ مستند سازان برجسته کشور در نامه ای سرگشاده اعلام کرده اند به دلیل محدودیت هایی که در شرایط کنونی برای فیلمسازان به ویژه روایتگران مستند ایجاد شده است در سومین دوره جشنواره سینما حقیقت شرکت نمی کنند.
به گزارش "تابناک" با این وجود فرید فرخنده کیش می گوید: اصراری برای حضور این مستند سازان نداریم و جشنواره بدون هیچ خللی برگزار می شود.
بنابر این گزارش 136 مستند ساز برجسته کشور از جمله رخشان بنی اعتماد، محمد شیروانی، کامران شیردل، فرهنگ آدمیت، مهرداد اسکویی، مهناز افضلی، مانی پتگر، فرزاد توحیدی، رضا درستکار، شادمهر راستین، محمد رسول اف، سامان سالو، ناصر صفاریان، احمد طالبینژاد، محسن عبدالوهاب، بایرام فضلی، بهمن کیارستمی و ... در بیانیه خود با تاکید بر بی سابقه بودن سخت گیری و ممانعت هایی که امروز بر مستند سازان را در ارائه تصویر واقعی و منصفانه از جامعه اعمال می شود اظهار داشته اند: این شرایط ما را به کنشی ناگزیر وا می دارد که با وجود اذعان به اهمیت برگزاری جشنواره "سینما حقیقت" که توانسته طی دو دوره قبلی فضای موثری در عرصه نمایش و گفتمان پیرامون سینمای مستند به وجود آورد؛ از شرکت در جشنواره امسال خودداری کنیم.
ما نمی توانیم جای خالی مستندهای ساخته نشده از وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم و به دلیل ارزش و احترامی که برای بیان حقیقت قائلیم از هرگونه حضور و شرکت در این جشنواره به عنوان دستاندرکار، منتقد و تماشاگر خودداری میکنیم.
در حالی که این نامه به امضای افرادی رسیده است که ارکان اصلی سینمای مستند در کشور هستند فرید فرخنده کیش در رسانه ها اعلام کرد: «عدم حضور این افراد به جشنواره خللی وارد نمی کند! و این جشنواره برگزار خواهد شد. به گفته فرخنده کیش نامه اخیر مستندسازان بیش از آنکه جشنواره سینما حقیقت را مخاطب خود قرار دهد و واکنشی به این جشنواره باشد اعتراضی صنفی را به نمایش میگذارد. این گروه همچنین اعلام کردهاند که به دلیل وضعیت به وجود آمده برای فیلمسازی، مایل نیستند در این جشنواره حضور داشته باشند. با توجه به این وضعیت جشنواره سینما حقیقت نیز از حرکت خود در مسیری که از دو سال قبل آغاز شده است، باز نمیایستد و امسال نیز شاهد برگزاری دور جدیدی از این جشنواره خواهیم بود.
تصور نمیشود با وجود آنکه این تعداد از مستندسازان اعلام کردهاند که آثار خود را در جشنواره شرکت نخواهند داد جشنواره دچار خللی در زمینه برگزاری شود. وظیفه ما مسئولان برگزاری جشنواره سینما حقیقت برپاکردن این جشنواره فرهنگی است. این جشنواره مخاطبانی دارد که فقط در گروه مستندسازانی که نامه را امضا کردهاند، نمیگنجد و بر همین اساس ما کار فرهنگی خود را همچنان دنبال خواهیم کرد.البته در این میان به نامهای که گروهی از مستندسازان هم نوشتهاند احترام میگذاریم و اصراری برای حضور آنان در جشنواره نخواهیم داشت. برخورد ما براساس احترام متقابل خواهد بود.»
نکته مهم اما اینکه اگرچه مستند سازان کشور در نامه خود تصریح کرده اند که با جشنواره سینما حقیقت مشکلی ندارند و تنها به واسطه مسایل پیش آمده برای بیان اعتراض خود این جشنواره را مخاطب قرار داده اند ولیکن گفته های دبیر جشنواره هم خالی از اشکال نیست، چراکه عدم حضور این مستند سازان برجسته در جشنواره ای که به قول خود او اعتباری کسب کرده است خود خلل جبران ناپذیری است.
گفتنی است چندی پیش نیز 97 نفر از کارتونیست های مشهور کشور در بیانیه ای اعلام کردند: در اعتراض به وقایع اخیر جامعه در نهمین دو سالانه گرافیک ایران شرکت نخواهند کرد و اتفاقا از سوی مسئولان برگزاری این اجلاس نیز عنوان شد که نهمین دوسالانه گرافیک ایران با قوت برگزار می شود!
1. هیچکس ولایتی بر دیگری ندارد، مگر خداوند متعال که خالق همه چیز و ولی همه کس است. (1)
2. خداوند عزوجل منشأ ولایت است و سایر ولایت ها از او نشأت می گیرد.
3. خداوند به معصومان (علیهم السلام) ولایت داده است (2) و آنها در عصر غیبت به فقیه عادل دارای کفایت ولایت داده اند. (3)
4. «ولایت فقیه» در طول ولایت معصومان (ع) است. همان گونه که ولایت معصومان (ع) در طول ولایت خداوند متعال است. (4)
5. «ولایت» به معنای ریاست و زعامت است و «ولیّ» حق تصرف در امور کسانی که بر آن ها ولایت دارد، را داراست. (5)
6. اگر به نام «ولایت معصومان»، «ولایت فقیه» تضعیف شود و جایگاه زعامت او به حد نظارت و نظارتش در حد نظاره تنزل یابد، این خلاف «ولایت معصومان» است که به فقیه عادل با کفایت جایگاه زعامت بخشیده اند.
7. «ولایت فقیه عادل با کفایت»، ولایت فقاهت، عدالت و کفایت است. از این رو، اگر چنین فقیهی حکمی صادر کند، بر خود او نیز اطاعت از این حکم واجب می شود و در واقع شخصیت وی بر شخص او ولایت دارد. (6)
شیخ اعظم انصاری پدر بزرگ همین آقای انصاری که تازگی فوت شدند در کتاب مکاسب بحث شروط متعاقدین می گوید فقیه عادل تنها در امور حسبیه حق تصرف دارد و ولایت مطلقه به معنای همان ولایت ائمه بر مردم مطلقا غیر قابل اثبات است. لطفا درج کنید تا مردم با نظر اعاظم حوزه در مورد ولایت فقیه را بیشتر آشنا بشوند
آقایان تابناکی چرا منظورتان را از نوشتن چنین مطالبی درست بیان نمیکنید! چرا مکنونات قلبی خودتان را درپشت این عناوین پنهان می کنید ؟! واقعا با این عنوانی که برای این مطلب انتخاب کرده اید چشم خیلی ها را روشن کردید ! احسنت به شما !! اسلام همیشه از منافق ها ضربه خورده است ...
آیات مبارکه قرآنی بسیار واضح وروشن و بخش دوم منابع که مربوط به تفاسیر میباشد مورد مباحثه در دورانهای مختلف فقه شیعه بوده است .
«ولایت فقیه عادل با کفایت» ...
به نظرم اونجا که ولایت را از معصومین به فقیه ارجاع دادن بسیار ضعیفه و این حدیث دلیل بر این نیست که هر اختیاری که ائمه و اولامر دارن به فقیه تسری می کنه
امام خمینی (ره) نه تنها انقلاب را لحظه به لحظه رهبری کرد بلکه برای حفاظت از آن در غیاب خود، نکات راهگشایی را نیز برای حامیان نظام اسلامی به یادگار گذاشت. یکی از آن نکات هوشمندانه این بود که هرگاه دیدید دشمنان از شما تعریف کردند معلوم میشود عیبی در کار است (صحیفه نور، ج 17، ص 250).
متأسفانه این هشدار بجا ـ که پس از ارتحال امام، با تعابیر مختلف از جمله همسو نشدن با دشمن، شاد نکردن دشمن و عدم تکرار سخن دشمن از سوی رهبر انقلاب نیز بارها مورد تأکید واقع شده است ـ برخی دلسوزان را به اشتباه انداخته تا آنجا که گمان کردهاند که «هر سخنی» که دشمن از آن استقبال کند یا به شادی دشمن منجر شود، یقینا ماهیت ضد نظام و انقلاب دارد! برای روشن شدن مسأله با چند مثال آغاز میکنم.
بدون شک امام خمینی شاگردی به بزرگی مطهری و دشمنی به بزرگی شاه نداشت. اما همین شاگرد، بارها بزرگترین دشمن امام را شاد کرد. زمانی که مجاهدین (منافقین) با شاه مبارزه میکردند، مطهری علم مخالفت با آنها را برافراشت و از جمله شدیدا از اینکه آنان مطالب خود را به جای «به نام خدا»، با «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» آغاز میکردند انتقاد کرده، آن را مصداق شرک خواند و باعث اختلاف میان مبارزان شد، به گونهای که گروهی از انقلابیون مطهری را همکار ساواک خواندند.
مطهری چندین بار دیگر نیز دشمن امام و خودش را شاد کرد: در مجله فاسد زمان شاه یعنی «زن روز» سلسله مقالات نوشت، سالها مردانه علیه مارکسیسم ـ که شاه آن را تهدید بزرگی علیه حکومت خود میدید ـ مبارزه سرسختانه کرد و حتی صنف خود یعنی روحانیت را چند بار در کتب و سخنرانیهایش «درخت آفت زده» خواند، با اینکه خود بزرگترین مدافع اساس روحانیت بود و حتی شهید «تز اسلام منهای روحانیت» شد. اتفاقا همین کارهای «دشمن شاد کن» مطهری، بیت الغزل هر ساله سخنرانان در تجلیل از مقام اوست.
چگونه است که امام از میان شاگردانش همان کسی را که بیش از همه دشمن او را شاد کرده بود «پاره تن» و «حاصل عمر» خویش خوانده، آثارش را بی استثنا آموزنده و روانبخش دانست؟! شاد شدن شاه از برخی اقدامات مطهری چگونه با هشدار امام که در ابتدای مقاله ذکر شد سازگار است؟
نکته قابل توجه این است که حتی خود امام و رهبر انقلاب هم گاهی اقداماتی کردهاند که در عین درست بودن، دشمنان هم از آن شاد شدهاند و این روشن ترین دلیل است بر اینکه از نظر امام و رهبر انقلاب هر اقدامی که دشمن از آن شاد شود لزوما نادرست نیست.
همه به یاد داریم که در زمان حیات امام، اسرائیل و دشمنان قسم خورده انقلاب، همواره خواستار آزادی بیقید و شرط افرادی مانند بمبگذاران و جاسوسان و ترورکنندکان مردم بیگناه در خیابان بودند. اما در همان دوران، امام خمینی چند بار محکومان دادگاه انقلاب را مورد تخفیف مجازات و عفو قرار داده و اسباب آزادی برخی از آنان را فراهم نمود. آیا هیچ نادانی پیدا میشود که بگوید امام با این اقدام خود در جهت منافع اسرائیل حرکت کرده است؟! یا رهبر انقلاب اخیرا دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را صادر کردند. این کار تأییدی بود از بالاترین مقام نظام اسلامی بر وقوع بدرفتاری با برخی بازداشت شدگان، که عزل و بازداشت دوازده نفر از عاملان وقایع کهریزک را به دنبال داشت. آیا این اقدام کاملا درست، اسباب شادی دشمن و نیز سوء استفاده او را فراهم نکرد؟ اگر همیشه و در همه جا شادی یا سوء استفاده دشمن، معیار منحصر به فرد بود این دستور باید به صورت محرمانه صادر میشد.
نه تنها در سیره بزرگان، بلکه حتی در آیات قرآن، سیره پیامبر (ص) و ائمه (ع) به موارد بسیاری میتوان اشاره کرد که دشمنان برای آن شادی کردهاند. داستان تغییر قبله، از نمونه آیات دشمن شاد کن است. خداوند متعال که برای او علم به حال و گذشته و آینده یکی است قطعا میدانست که تعیین بیت المقدس به عنوان قبله اول مسلمانان، باعث نه تنها شادی بلکه طعنه دشمن میشود و چنین هم شد، اما این امر باعث نشد خداوند از ابتدا کعبه را قبله مسلمانان اعلام کند. اگر «شاد شدن» دشمن «تنها ملاک» برای ارزیابی درستی یک کار است باید گفت نعوذ بالله فرمان اولیه در مورد قبله غلط بوده است!
در سیره اهل بیت هم مصادیق فراوان است. آیا وقتی امیرالمؤمنین (ع) یاران خود را «نامرد» خواند (یا اشباه الرجال و لا رجال) دشمن بزرگ خود یعنی معاویه را شاد نکرد؟ آیا کلام سوزناک و تأثیرگذار امام صادق (ع) به شیعیان که «مایه زینت ما باشید نه مایه ننگ ما» دست آویز دشمنان تشیع قرار نگرفت؟ پس رمز و راز مطلب کدام است؟
من فقط در مورد شادی دشمن توضیح میدهم که البته در مورد هرکدام از همسویی با دشمن، تکرار سخن دشمن، تعریف دشمن از یک فرد و... میتوان توضیحات مشابهی ارائه کرد، گر چه درهر کدام ظرافتهایی وجود دارد.
اساسا قدم اول برای هر گونه اصلاح در اجتماع، پذیرش عیب و ایراد است و در عصر ایمیل و اینترنت و ماهواره، هیچ گونه پذیرش عیبی ممکن نیست مگر آنکه دشمن از آن آگاه شده و بالطبع اسباب شادی اش فراهم شود. اما نکته مهم و کلیدی این است که شادی دشمن دو گونه است: شادی «موقت» و شادی «طولانی یا دائم». در یک صورت است که شاد کردن «موقت» دشمن نه تنها مذموم نیست بلکه واجب است و آن زمانی است که تنها راه پیشگیری از شادی طولانی و بلکه همیشگی دشمن، شاد کردن موقت او باشد.
امام فرمود اگر این نظام خدای ناکرده سقوط کند لااقل تا قرنها نمیتوان سربلند کرد (صحیفه نور، ج18، ص17). بنابراین سقوط نظام، معادل شادی چند صدساله دشمن است. پس وقتی ظلمی از ناحیه حکومت صورت میگیرد ـ که به فرموده پیغمبر(ص) نابود کننده هر حکومتی است ـ و عدهای توجیه گر وارد میدان میشوند و عدهای دیگر تنها به دنبال تصفیه حسابهای جناحی میدوند چه کسی باید به این ظلمها اعتراض کند؟ اگر فرد معترض اصلاحطلب باشد، میگویند به خاطر ناراحتی از شکست در انتخابات است. بنابراین کسانی که عشق به نظام داشته و از هر گونه خط بازی پرهیز داشتهاند و احتمال میدهند سخنشان تأثیری داشته باشد وظیفه خطیری به عهده دارند .
بگذار در کنار سرور بسیاری از نیروهای دوستدار انقلاب، ده سایت ضد انقلاب یک چند روزی خوشحال باشند که صدای پسران مطهری هم از ظلمها درآمد، اما در عوض، پس از سقوط نظام، شادی چند صد ساله و نسل اندر نسل نکنند. در این موارد «شادی» موقت دشمن در واقع «دلخوشی» اوست و نباید آن را ملاک مطلقی برای درستی یا نادرستی یک اقدام قرار داد.(1)
یک دلیل تن دادن به شادی دشمن در قرآن و روایات و سیره بزرگان دقیقا همین است که گرچه آن اقدام برای دشمن سرور و شادی به همراه آورده است اما در واقع او را از شادی بزرگتر محروم کرده است و نوعا دشمن بدان واقف نبوده است. (مثلا شاه از مقاله زن روز مطهری شاد بود اما غافل بود که مطهری فرصتی برای تبیین اسلام برای قشری که هرگز در آن زمان راه دیگری برای رساندن پیام به آنان نبود پیدا کرده بود.)
به هر حال تردیدی نیست که بدرفتاری غیر قابل انکار با برخی از بازداشت شدگان وقایع اخیر اسباب شادی چندین ساله را برای دشمن فراهم کرده است. اما پرسش این است که چرا امروز مجبوریم به این «شادی چند ساله» تن دهیم؟ پاسخ روشن است: برای اینکه در گذشته حاضر نشدیم به «شادی چند روزه» دشمن تن دهیم و لو عدالت قربانی شود. این مطلب را میتوان در قالب یک مثال توضیح داد.
اگر فرضا دو سال پیش یکی از ائمه جمعه در خطبه هایش مرگ قطعی زهرا بنی یعقوب در زندان را مطرح میکرد (دختر پزشکی از یک خانواده مذهبی که در مهرماه 86 در پارکی در همدان دستگیر شده و دو روز بعد جنازه اش به خانواده او تحویل داده شد)، برخی دوستان از سر دلسوزی و برخی مدعیان طرفداری از رهبری میگفتند چرا حرفهای دشمن شادکن میزنید؟ ندیدید دیشب بی بی سی سخن شما را با آب و تاب نقل کرد؟
مسلما از چنین اقدامی رادیوهای بیگانه استقبال میکردند و چند روزی سرخوش بودند اما نتیجه اش این بود که هر کس در محیط بسته زندان کار میکند مطمئن میشد که تخلف او میتواند در خطبهها و یا در اخبار مطرح شود و فریاد «یا للمسلمین» هر مظلومی میتواند بیملاحظه علنی گردد. در این صورت آیا امروز کسی جرأت میکرد با مرحوم روح الامینی و امثال او چنین رفتار کند؟ آری، با رسانهای نکردن مرگ زهرا بنی یعقوب به خیال خودمان از بدنام شدن نظام جلوگیری کردیم و آن شادی چند روزه را از دشمن گرفتیم ولی امروز در عوض، شادی چند ساله را تقدیمش کرده ایم.
بگذریم از اینکه چنین «خدمت» بزرگی به انقلاب از سوی همین امام جمعه فرضی، توسط برخی رسانهها به «خیانت» تعبیر میشد و با بهره گیری از شغل پرطرفدار تحریفگری و با سرهم کردن تصاویری از فاکس نیوز و سخنرانی نماینده مجلس اسرائیل و با ارائه تفسیری نادرست از این سخن صحیح امام که حرفهای دشمن شادکن نزنید، بار دیگر به همگان پیام داده میشد که سخن به میان آوردن از این قبیل امور فقط در آخرت امکان پذیر است.
از این گونه خدمات به انقلاب زیاد شده است. هر وقت قرار شد تخلفی امنیتی مربوط به درون نظام مورد رسیدگی قرارگرفته یا علنی شود و یا با آقازادهای برخورد شود، توجیهاتی از قبیل شاد نکردن دشمن و حفظ آبروی نظام و بدبین نشدن مردم از راه رسیدهاند. نتیجه این شده است که در جامعه ما حتی گاهی «اقوی» (قوه قضاییه) نمیتواند حق خود را از «قوی» (آقازاده) بگیرد در حالی که در جامعه مطلوب پیامبر «ضعیف» باید بتواند حق خود را از قوی بگیرد آنهم بدون لکنت.
آنچه گفته شد تنها در حد مجال این نوشتار بود و دقایق بسیاری در این باره وجود دارد که باید در فرصتی دیگر به آنها پرداخت اما از آنجا که در فضای غبارآلود کنونی بازار تحریف داغ بوده و نه تنها با کمرنگ شدن اخلاق رسانهای بلکه بعضا با فقدان حیای رسانهای و بلکه با نوعی رذالت رسانهای مواجهیم لازم است نکاتی را تاکید کنم.
1. هشدارهای امام و رهبر انقلاب درباره توجه به عکس العمل دشمن کاملا صحیح و راهگشاست و یک «هشدار» بازدارنده است برای دوستداران انقلاب که ناخواسته در خدمت دشمن قرار نگیرند. اما بدین معنا نیست که هرگاه دشمن از اقدامی اظهار شادی کند «قطعا» آن کار نادرست است (گر چه در موارد بسیاری چنین است). مثلا حکم امام درباره اعدام سلمان رشدی کاملا درست بود اما چون برای یک «ذهن غربی» صدور حکم اعدام به سبب توهین به پیامبر قابل هضم نیست، رسانههای ضد اسلامی برای مخالف نشان دادن اسلام با آزادی و حقوق بشر، از آن استقبال فراوانی کردند. حکم امام بر طبق مبانی اسلامی و عقلی کاملا قابل دفاع است و سوء استفاده و شادی دشمنان هرگز از اعتبار آن نمیکاهد. بله، اگر کاری «تنها اثرش» شادی دشمن باشد در این صورت با اتکا به سخن امام میتوان آن را باطل دانست.
2. نه امام و نه رهبری هیچ گاه نگفتهاند که برای تعیین صحت و سقم یک سخن، به محتوا توجهی نکرده و فقط به سایتهای ضد انقلاب مراجعه کنید، اگر استقبال کرده بودند حتما آن سخن غلط است! آیا اسلامی که میگوید که به خود «گفته» (ما قال) و نه به «گوینده» (من قال) باید توجه کرد، استقبال دشمن را «ملاک مطلق» قرار داده است؟! اگر چنین باشد باید گفت زمانی که امام علیه آمریکا مردانه ایستاد کار اشتباهی بود چون شوروی و چین کمونیست از آن استقبال میکردند!
مخالفت امام با آمریکا از قلب سرشار از ایمان، غیرت دینی و اتکال به خداوند نشأت گرفته و نوعی عبادت بود، این مخالفت هیچ ربطی به مخالفت شوروی یا چین که تحت تأثیر افکار مارکسیستی و حرصهای اقتصادی و دهها عامل دیگر دنیایی بود نداشت گرچه این دو مخالفت در ظاهر با هم همسو بودند. ضمنا اگر تنها ملاک درستی، اتخاذ موضعی بر خلاف موضع دشمن است، آیا در صورتی که دشمن به هر دلیل موضع خود را پس از مدتی تغییر داد ما هم باید موضع خود را تغییر دهیم تا همچنان با او مخالفت کرده باشیم؟
3. شناخت دقیق مبانی دشمن شناسی امام خمینی نیاز به پژوهش لااقل یکساله گروهی از محققین زبده دارد. به فراموشی سپردن بسیاری از رهنمودهای دیگر امام و حتی سیره خود امام و چسبیدن به ظاهر یک جمله، مانند آن است که کسی چنین استدلال کند که امام از روحانی بودن خود در دهه آخر عمر پشیمان شده بود چون خود چنین گفت که «ای کاش من یک پاسدار بودم».
حتی اگر با روایات معصومین (ع) هم بخواهیم چنین خام برخورد کنیم به نتایج باطلی میرسیم. در روایات آمده است که کسی که برای رضای خدا مجلس غیبتی را ترک کند بهشت بر او «واجب» میشود. این سخنی است درست و توضیح قانع کنندهای دارد ولی آیا کسی میتواند این را ملاک مطلق قرار داده، پس از یک بار بلند شدن از مجلس غیبت، تا آخر عمر به هر فسق و جنایتی دست بزند و با استناد به این روایت توقع بهشت هم داشته باشد؟ قطعا معنای عمیق این روایت این نیست.
اگر در تفسیر سخنان امام خمینی دقت لازم را به خرج ندهیم به مشکلات زیادی بر میخوریم. روزنامهها و کارشناسان صهیونیستی بارها به تمجید از کیاست، تدبیر و صداقت سید حسن نصر الله پرداختهاند و نیز همانها خواستار نابودی ملاعمرند، ولی نه اولی منقصتی برای رهبر بی بدیل مقاومت است و نه دومی منقبتی برای رهبر بی عقل طالبان.
در اینجا متواضعانه از اهل فکر میخواهم که با نقد منصفانه این مقاله به این بحث غنا بخشیده و نویسنده را بر خطاهای احتمالی اش واقف سازند. (البته همچنانکه اشاره شد طرح فنی این بحث نیاز به پرداختن به جزئیات فراوانی دارد از جمله اینکه دشمن باید دقیقا تعریف و انواع دشمن باید تفکیک شود و هر کدام از شادی دشمن، عدم تکرار سخن دشمن، همسو نشدن با دشمن و ... جداگانه مورد بررسی قرار گیرد).
نیازی به ذکر نیست که کسانی که در طول سالها با تفاسیر خود خواسته از سخن امام و رهبر انقلاب، بسیاری را بدون دلیل کافی و با همین نوع تحلیلها از حول انقلاب و ولایت فقیه رانده و برای آن شادیها کردهاند – که من علت این شادی را نمیفهمم - مخاطب این مقاله نبوده و نیستند، همان کسانی که برای پاسخ به هر مطلبی ابتدا به تحریف سخن نویسنده پرداخته و سپس نقد! را آغاز میکنند و غالبا به کمتر از اثبات ارتباط نویسنده با بیگانگان رضا نمیدهند.
در اینجا به همه عاشقان انقلاب توصیه میکنم که هیچگاه این نکته را از یاد نبرند که هر گاه افراد حرفهای و معلوم الحال، در برابر سخن گفتن از یک ظلم مسلم و قطعی در نظام اسلامی، به اموری مانند شاد نکردن دشمن متوسل شدند باید قویا احتمال داد که چنین افرادی نگران شادی دشمن نیستند بلکه نگران لو رفتن دوستانند.
اما امروز چه باید کرد؟ به نظر میرسد بهترین راه برون رفت از وضعیتی که کشورمان بدان گرفتار آمده، رساندن رایحه عدالت به همه مشامهاست و این امر البته شادی موقت دشمن را به دنبال خواهد داشت. تحقق چنین امری بدون اصلاح نظام اطلاع رسانی ممکن نیست، اصلاحی که برکات بی شمار داشته و وحدت و اعتمادی حتی بیش از گذشته به جامعه برخواهد گرداند. (2)
در کشوری که نظام اطلاع رسانی اش درست عمل میکند نه انتخاباتش به جنجال طولانی میکشد و نه هیچ کس میتواند در کشاندن مردم به کف خیابانها توفیق یابد. سیاستهای کنونی اطلاع رسانی امروز، بخشی از مردم را ناخودآگاه روانشناس کرده است. بیش از آنکه ببینند رسانه ملی چه میگوید به این فکر میکنند که چرا چنین میگوید و در پس یک مطلب چه چیزی میخواهد القا کند.
امیدواریم روزی به نقطهای برسیم که همه گروههای دوستدار انقلاب پس از هر حادثهای متفق القول باشند که امشب حقیقت از زبان رسانه ملی بی ملاحظه گفته خواهد شد. اما تا زمانی که بخواهیم با تفاسیر تنگ نظرانه از مفاهیمی چون شادی دشمن، آبروی نظام، حفظ نظام، ظلم به نظام و بدبین نشدن مردم و مانند آن حاشیه امن برای متخلفان - از هر دسته که باشند - ایجاد کنیم راه به جایی نخواهیم برد.
برای بقای انقلاب، شادی روح امام، پاسداری از خون صدها هزار شهید و برای محروم کردن دشمنان از شادی دائمی، چارهای نیست جز آنکه دشمن را کمی شاد کنیم.
----------------------------- پی نوشتها: 1ـ ممکن است گفته شود به جای اقدام به انتشار مقاله، اعتراض به ظلمها میتوانست به صورت غیر رسانه ای مطرح شود تا دشمن حتی از همان شادی «موقت» هم محروم شود. پاسخ این است که حتی با رسانه ای کردن هم امید چندانی به اصلاح نبود همچنان که وقتی سال گذشته سیزده مقاله «دشمن شادکن» در سایت تابناک منتشر کرده و در مقاله پنجم تحت عنوان «آبرویش را بریز و او را به مردم معرفی کن» از بیتوجهی به نامه استمداد خانواده زهرا بنی یعقوب انتقاد کردم و باز در یک مصاحبه بر آن تأکید کردم هیچ ثمری نداشت.
روشن است که دفاع از مظلومانی که فریادرس ندارند و به هر طریق از سوی حکومت آسیب دیده اند در اولویت است و موضوع مقاله گذشته درباره ظلم حکومتی بود (برخوردی که میتوانست قاطعانه باشد ولی ظالمانه نباشد). البته برخی از بسیجیان نیز در جریانات اخیر آسیب دیدند ولی این افراد فریادرس دارند و چنانکه دیدیم تصویر برخی از ضاربان آنان به سرعت از تلویزیون و یا در قالب دادگاه علنی پخش شد.
برای بی کسی برخی مظلومان حوادث اخیر همین بس که با اینکه ظلم صورت گرفته در کوی دانشگاه دل رهبر انقلاب را به تعبیر خودشان «خون» کرد ـ تعبیری که در مورد هیچکدام از وقایع اخیر به کار برده نشد ـ اما پس از این شکوای علنی بالاترین مقام کشور حتی از یک دادگاه غیرعلنی هم خبری نشد. این است دلیل اینکه در مقاله گذشته سخنی از مظلومان بسیجی به میان نیامد.
البته کسی که به مردم معترض در یک اعتراض آرام، ناسزاهای آنچنانی نثار کرده و از کتک زدن آنان لذت می برد و در وبلاگش از اینکه فردا عده ای دیگر را کتک میزند ابراز خوشحالی کند اساسا بسیجی نیست ولی کسی که در برخورد با یک آشوبگر واقعی در دفاع از جان و مال و ناموس مردم آسیب میبیند صد البته قهرمانی بزرگ ویک بسیجی واقعی و مایه افتخار است و هر ظلمی که بر او رفته باید جبران شود.
2ـ نقد من نسبت به نظام اطلاع رسانی ارتباطی با جریانات اخیر ندارد. سال گذشته در مقالهای با عنوان «ام المشکلات کشور چیست؟» توضیح دادهام که چگونه با یک سیاست اطلاع رسانی واقع بینانه میتوان ناراستیهای کشور در زمینههای مختلف را سامان داد.
جای تاسف است که در نظام اسلامی ما متصدیان چندان بیطاقت شدهاند که حتی تذکر را تاب نمیآورند. تذکر از سوی چه کسانی؟ از سوی برادرانشان، از سوی کسانی چون شما که عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامی کردهاند.
...ادامه مطلب
اینجانب به سهم خویش از شجاعت و تعهد شما تشکر میکنم و امیدوارم تلاشهای شما با همصدایی دیگر استوانههای روحانیت مبارز تقویت شود.
اما گروه سومی که به عکس دو گروه اول، از حضور آیتالله هاشمی ناخرسند شدند، گروهایی در داخل و خارج ایران هستند که در صددند هاشمی را جدا از انقلاب و امام و رهبری نشان دهند. این گروهها که رخدادهای دو ماه اخیر را مطلوب خویش مییافتند، با حضور وی در مراسم معارفه آیتالله لاریجانی، خوابهایی را که برای انقلاب دیده بودند، آشفته دیدند.
هرچند به گزارش برخی خبرگزاریها، دکتر احمدینژاد با دقایقی دیرکرد، در مراسم معارفه آیتالله صادق لاریجانی حضور یافت و در هنگام سخنرانی آیتالله هاشمی نیز مراسم را ترک کرد، رفتار آقایهاشمی واکنشهای مثبت مردم را در پی داشته است.
به گزارش «تابناک»، با وجودی که رسانههای خارجی همچون «سی.ان.ان» و «لس آنجس تایمز»، دیدار کوتاه روز گذشته آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و دکتر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران را دیداری سرد توصیف کردهاند، اما رفتار محترمانه آیتالله هاشمی رفسنجانی در این دیدار به سرعت با واکنشهای مثبت مردمی و گروههای گوناگون سیاسی روبهرو شده و فضایی از شور و امید دوباره را در بین نیروهای انقلاب زنده کرده است.
بنا بر این گزارش، این واکنشهای البته متفاوت را میتوان به سه گروه بخش کرد: گروه نخست به نام حزباللهیها یا اصولگرایان اصیل که سالها در حمایت از هاشمی شعار سر دادهاند، در نمازهای جمعه به وی اقتدا کردهاند و بارها اظهار داشتهاند، خامنهای زنده باد، هاشمی پاینده باد؛ این دسته از رفتار آقای هاشمی خوشحال شدند و دلشان پس از دو ماه آشوب، بار دیگر قرص شد که هاشمی هنوز استوانه انقلاب است و یار نزدیک امام و رهبری.
هرچند این دسته به وفاداری آیتالله هاشمی به انقلاب شک نداشتند، فضای پر تردید و ابهام دو ماه اخیر، به شدت همه مردم را درگیر خود کرده بود.
دسته دوم طرفداران آقای موسوی و طیف موسوم به خط امامیها که رفتار با متانت هاشمی را در این دیدار ستودند. آقای موسوی و طرفدارانش که دل در گرو انقلاب دارند، رفتار هاشمی در این دیدار را برگرفته از سیره حضرت امام دانسته و با خوشحالی آن را دال بر بزرگواری ایشان دانستند.
طرفداران جوانتر این طیف که آشنایی کمتری با آیتالله هاشمی داشتند و تخریبات سابق و لاحق بر آنان تأثیر گذاشته بود، با دیدن سعه صدر و رفتار بزرگ منشانه وی، بیش از بیش به او ارادت پیدا کردند.
اما گروه سومی که به عکس دو گروه اول، از حضور آیتالله هاشمی ناخرسند شدند، گروهایی در درون و بیرون از ایران هستند که درصددند هاشمی را جدا از انقلاب و امام و رهبری نشان دهند. این گروهها که رخدادهای دو ماه اخیر را مطلوب خویش مییافتند، با حضور وی در مراسم معارفه آیتالله لاریجانی، خوابهایی را که برای انقلاب دیده بودند، آشفته دیدند.
به نظر میرسد، حضور آقای هاشمی رفسنجانی میتواند این فضای شکننده را ترمیم کرده و عقلای قوم را پیرامون اصل نظام، انقلاب و رهبری جمع کند تا از این فضای سیاسی سیاه و سفید ایران اندکی کاسته شده و جامعه آرام، آرام به سمت تعادل حرکت کرده و سرانجام مردم به آرامش برسند.
روز پنجشنبه 22 مردادماه در برخی جراید از قول آقای مصباحیزدی آمده بود: ... وقتی ریاستجمهور حکم ولیفقیه را دریافت کرد اطاعت از او همچون اطاعت از خداست. (اعتمادملی و آفتابیزد 22/5/88) جای آن بود که جراید تمامی سخنان مصباحیزدی را انتشار میدادند تا بهتر بتوان پیرامون آن سخن گفت؛ ولی چنین ادعایی که اطاعت از رئیسجمهور، پس از تنفیذ رهبری، اطاعت از خداوند است، جای تاملات زیادی، چه از جهت سیاسی و چه از جهت علمی دارد. 1- علامهطباطبایی در تفسیر آیه 59 سوره نساء میگوید: اطاعت از اولیالامر واجب است؛ این وجوب قاعدتا عقلی است و نه شرعی زیرا اصل اطاعت ارشاد به حکم عقل است؛ به نظر ایشان اطلاق این آیه با سخن پیامبر(ص) مقید میشود که فرمود: «لا طاعه المخلوق فی معصیه الخالق» یعنی اگر حاکمی در دوران زمامداری گناهی مرتکب شد، وجوب اطاعت به حرمت تبدیل میشود. از منظر اسلام بزرگترین گناه حاکمان نقض عهدی است که هنگام بیعت، یعنی رای با مردم بستهاند. در این روزگار تشخیص این بدعهدی و نقض پیمان برعهده خبرگان جامعه و احزاب است. قاعده دموکراسی چنین است که حاکمان پیمانشکن را با آرای مردم باید کنار گذاشت.
2- چرا آقای مصباح و همفکرانشان همواره حکومت را به خداوند وصل میکنند و از این سو آرای مردم را که آرای جماعت است از سوی خداوند نمیدانند. به عبارت دیگر چرا همیشه از تکلیف مردم در امر اطاعت از رهبران سخن گفته میشود ولی از حق مردم در برابر حاکمان سخنی در میان نیست. آیا حاکم دینی تکلیف اطاعت از خواستههای مردم را ندارد؟ آیا حاکم دینی در برابر مردم مسوول نیست؟ آیا اطاعت رئیسجمهور از مردم و توجه به آرای آدمیان اطاعت از خداوند نیست؟ چرا اطاعت از خداوند در امر حکومت و سیاست یکسویه است؟ اگر دست خداوند در امر حکومت در میان است این آحاد مردم هستند که خلق خدا و نمایندگان خدایند. چرا از فرمایش امامعلی(ع) فاصله میگیریم که فرمود: خداوند برای من به موجب اینکه حکمران شما هستم حقی بر شما قرار داده و برای شما مردم نیز بر من همان اندازه حق است که از من بر شما. (خطبه 214) چرا سخن جاودان پیامبر(ص) در ادبیات سیاسی ما نمیدرخشد که فرمود: «کلکم راع و کلکم مسوول؛ فالامام راع و هو مسوول...» یعنی هرکدام از شما نگهبان و مسوولید. حاکمان و رهبران نگهبان و مسوول مردم هستند. به تعبیر زیبای سعدی؛ گوسفند از برای چوپان نیست بلکه چوپان برای خدمت اوست ..........بقیه در ادامه..
نباید دربرابر جنایت هایی که در بازداشتگاه ها رخ داده ساکت نشست
مجع روحانیون مبارز، روز گذشته با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به امروز نباید نسبت به " آنچه در جریان برخورد با مردم، بازداشت های غیرقانونی و رفتارهای خلاف موازین شرعی و قانونی و جنایت هایی که در بازداشتگاه ها رخ داده است، اعلام کرد.
مجع روحانیون مبارز، روز گذشته با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به امروز نباید نسبت به " آنچه در جریان برخورد با مردم، بازداشت های غیرقانونی و رفتارهای خلاف موازین شرعی و قانونی و جنایت هایی که در بازداشتگاه ها رخ داده است، اعلام کرد. در بیانیه شماره 7 این تشکل روحانی که پس از انتشار نامه افشاگرانه مهدی کروبی در خصوص رفتارهای وحشیانه و تجاوز به دختران و پسران بازداشت شده در وقایع پس از انتخابات و اهانت هایی که پس از انتشار این نامه نسبت به کروبی شده، صادر گشته است، از همه به خصوص "علمای بزرگوار و مسؤولان دلسوز" خواسته شده تا با جدیت قضایا را پیگیری کنند تا به جنایات اصلی رسیدگی و ریشه آن خشک گردد. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام که با حضور بی نظیر مردم رخ داد، حادثه بی نظیری در تاریخ بود که عالم و آدم را شگفت زده کرد و از دل آن نظام جمهوری اسلامی برآمد که از یک سو مبتنی بر رأی آزاد مردم و تأمین کننده آزادی های اساسی و نگاهداشت حرمت هر انسانی باشد که در آن نظام به سر می برد و از سوی دیگر ارزش های والای الهی بر آن حاکم باشد. آنچه امروز در ایران می گذرد با کمال تأسف، بیش از هر چیز به حیثیت نظام ما لطمه وارد آورده است. انتخابات اخیر در نوع خود بی نظیر بود، هم به جهت حضور چشمگیر مردم و هم نتیجه تأسف آوری که اعلام شد و وجدان عمومی را جریحه دار کرد. حوادث پس از انتخابات به خصوص سرکوب مردم، دستگیری های وسیع با بهانه های واهی و نسبت دادن اعتراض مدنی مردم به بیگانه و حضور اعتراضی آنان به اغتشاشگری، خود از حوادث عبرت آموز تاریخ ما بود. جنایت های مسلمی که رخ داد، ایجاب می کرد که با جدیت برای دفاع از حق و حرمت مردم و نگاهداشت اعتبار و حیثیت انقلاب و نظام با مسببان واقعی این جرم و جنایت ها برخورد شود. متأسفانه امروز شاهد هستیم که علاوه بر اهانت به مردم، بازداشت های غیرقانونی و برگزاری محاکمات نمایشی که بر خلاف موازین قانون اساسی، آیین دادرسی، شرع و وجدان بشری است، امواج اهانت به شخصیت ها که همچنان از سوی دستگاه های رسمی تبلیغاتی حکومت ادامه دارد - که به نظر می رسد خود، مسبب آن حوادث هستند - نگرانی ها را بیشتر می کند و اخیراً هیاهو درباره چهره برجسته انقلاب و کشور و شخصیت مورد اعتماد و احترام حضرت امام، حضرت حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی، دل همه علاقه مندان به امام و سرنوشت کشور را به درد آورده است. به جای رسیدگی دقیق و بی طرفانه به آنچه اعلام می شود و شواهد و قرائنی بر تحقق آن وجود دارد که اگر خبر آن واقعیت داشته باشد، بزرگ ترین جفا به مردم و انقلاب و اسلام شده است، با اهانت های بی امان علیه چهره ارزشی و مورد احترام مردم و کشور، با اهانت های وقیح به جناب آقای کروبی جنایت دیگری رخ داده است. امروز نباید نسبت به آنچه در جریان برخورد با مردم، بازداشت های غیرقانونی و رفتارهای خلاف ابتدایی ترین موازین شرعی و قانونی و جنایت هایی که از جمله در بازداشتگاه ها رخ داده است، ساکت نشست و همه به خصوص علمای بزرگوار و مسؤولان دلسوز باید با جدیت قضایا را پیگیری کنند تا به جنایات اصلی رسیدگی و ریشه آن خشک گردد. در این صورت است که دین خود را به اسلام وانقلاب و امام ادا کرده ایم.
اصغر زارع *: امامخمینی(س) موسس نظام جمهورى اسلامى و مولف حقیقى قانون اساسى و قوانین جزایى و مدنى کشور است. اندیشهها و آراء ایشان به مثابه یک نص حقیقى و به قول حجتالاسلاموالمسلمین سیدحسن خمینى به عنوان «یک متن مقدس» باید مبناى کلیه اعمال و کنشهاى بخشهاى مختلف حاکمیت از رهبرى نظام تا قواى سهگانه قرار گیرد. توقف هرگونه رفتار و عملکرد متعارض با این متن مقدس در هر مرحله از پیشرفت، یک اصل شرعی، قانونی، عرفى و انقلابى است. عدم رعایت این اصل مىتواند نشانگر وجود ارادهاى در تقابل با «بنیانگذار» باشد. ارادهاى که اگر خداى ناکرده وجود داشته باشد، منجر به آن خواهد شد که «نه از تاک نشان مىماند و نه تاکنشان». بر حقوق شهروندى شهروندان نظام جمهورى اسلامى بیش و پیش از آنکه در قانون اساسی، دیگر قوانین مدنى و جزایى و همچنین در بیان مفسرین این قوانین تبیین شود، در اندیشه امام خمینى به صراحت تاکید شده است. از میان شقوق متنوع حقوق شهروندی، حقوق زندانیان، بویژه زندانیان سیاسى و نحوه رفتار با آنان جزو مواردى است که رهبر کبیر انقلاب بارها و بارها در مناسبتها و دیدارهاى مختلف مسئولان امر را به رعایت حقوق انسانى آنان سفارش کردهاند. امام خمینى ماده ششم پیام چهارده مادهاى خود را در 9 اسفند 1357 خطاب به ملت ایران در خصوص شرایط زمان کشور به حقوق زندانیان اختصاص مىدهد و مىفرماید: «به تمام اعضاى کمیتهها و زندانبانها حکم میکنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معینى با مقررات، اجازه ملاقات دهند.» (صحیفه امام، ج6، ص: 262) ........بقیه در ادامه *حیات نو
سحام نیوز : اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتمادملی ضمن اعتراض به توقیف روزنامه اعتمادملی گفت : شب گذشته ماموران دادستانی با حضور در چاپخانه روزنامه اعتمادملی اعلام کرده بودند که این روزنامه توقیف است ولی صبح امروز سعید مرتضوی دادستان محترم تهران در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر اعلام کرده بود که روزنامه اعتمادملی توقیف نشده است و البته در اخبار صدا و سیما نیز بارها تاکید شد که تنها از انتشار روزنامه اعتمادملی برای روز دوشنبه ممانعت به عمل آمده و این روزنامه توقیف نشده است ولیکن دقایقی پیش دادستان تهران طی تماسی با مدیرمسول روزنامه اعتمادملی اعلام کرده روزنامه توقیف شده است . گرامی مقدم افزود : هرچند که شب گذشته با حضور در چابخانه اعتمادملی با روزنامه برخورد کردند ولی ما سخنان آقای مرتضوی درباره عدم توقیف روزنامه را ملاک قرار دادیم و انتظار داشتیم که مسولان نیز با سعه صدر برخورد کنند . وی خاطرنشان کرد : ما توقع داشتیم که مسولان منتقد خود را تحمل کرده و انتقادات را پذیرا شوند نه انکه منتقد خود را حذف کنند . گفتنی است که بازپرس شعبه سیزده دادسرای کارکنان دولت خطاب به معاونت مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد که به لحاظ اصرار روزنامه اعتماد ملی بر انتشار مطالب مجرمانه دستور فرمائید تا اطلاع ثانوی از انتشار نشریه فوق ممانعت به عمل آمده و نتیجه به این شعبه اعلام شود. این خبر عصر امروز حدود ساعت ۶ بعداظهر به مدیر مسول روزنامه اعتمادملی ابلاغ شده است . این خبر دقایقی پس از ان منتشر شد که مردمی که درمقابل روزنامه اعتمادملی بنابر اعلام قبلی تجمع کرده بودند توسط نیروی انتظامی متفرق شدند . به نظر می رسد که مسولان برای ممانعت از تجمع احتمالی مردم در مقابل روزنامه اعتمادملی تصمیم بر ان گرفتند که با تکذیب خبر توقیف روزنامه از تجمع مردم جلوگیری کرده و موجب حساسیت آنان برای حضور در مقابل ساختمان این روزنامه نشوند
بیش از 120 پزشک و استاد دانشگاه در مورد رویدادهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیانیه ای منتشر کردند.
به گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در این بیانیه ضمن اعتراض به رفتارهای ناشایست و خشن با معترضین به نتیجه انتخابات بر شناسایی و محاکمه عاملان و آمران فجایع حوادث اخیر تاکید شده است.
در این بیانیه آمده است: با اظهار تاسف از حوادث غمباری که به موجب ضعف تدبیر و خروج از انصاف و داد در تامین حقوق حقه بخش عظیمی از رای دهندگان رخ داد، متاسفانه شاهد آن هستیم که شیرینی مشارکت فوج فوج آحاد قشرها و گروههای اجتماعی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به کام همه اعم از مردم و مسئولان تلخ شد.
رفتار مسئولان و برخی از افراد و گروه های غیر رسمی سبب توهین به حرمت منتقدان و معترضان شد و در بسیاری از موارد آسیبهای جسمانی و روانی شهروندان را در پی داشت و سلامت مردم را به مخاطره افکند. امضا کنندگان این بیانیه به سبب دانش خود در حوزه پزشکی، به شدت نگران لطماتی هستند که به سلامت جسمانی روانی اجتماعی و معنوی شهروندان و جامعه وارد می شود.
نگارندگان این بیانیه که هر یک عضوی از جامعه پزشکی و دانشگاهی کشور بوده و دغدغه حفظ سلامت همه جانبه اهالی این مرز و بوم را دارند، ضمن پشتیبانی از نامههای سرگشاده استاد فرزانه جناب آقای دکتر ایرج فاضل و برخی از بزرگان جامعه حقوقی کشور در مذمت رفتارهای ناشایست و خشن با معترضین به نتیجه انتخابات، اعلام ابراز ناخشنودی دردمندانه نسبت به فجایعی که در هفتههای اخیر اتفاق افتاده و همدردی سوگوارانه با خانوادههای شهدا و زندانیان و آسیب دیدگان این وقایع و ضرورت پرهیز از آن را تاکید مینمایند. همچنین مصرانه از دست اندرکاران امور در کشور میخواهند که از طریق شناسایی و محاکمه آمرین و عاملین این جنایات و توقف اخذ اعتراف در شرایط غیر عادی روانی و جسمی از زندانیان و عدم پخش آن از تلویزیون که آثار سو روانی بر جامعه خواهد داشت و توقف دستگیری افراد خوشنام و خدمتگزار و آزادی هر چه سریعتر زندانیان سیاسی سبب رفع تنش و خشونت در کشور گردند.
در پایان لازم به تاکید است که از این پس در بررسی صلاحیت افرادی که عهده دار مسئولیتهای کلیدی کشور خواهند شد لازم است سلامت روانی آنها توسط یک کمیته آگاه و مورد تائید جامعه پزشکی مدنظر قرار گیرد.
برخی امضاکنندگان مشهور این نامه عبارتند از:
دکتر رضا ملک زاده ـ دکتر علی نوبخت ـ دکتر سیدعلی ملک حسینی ـ دکتر حسن عارفی ـ دکتر مسلم بهادری ـ دکتر مصطفی معین ـ دکتر بهروز برومند ـ دکتر مسعود کنزی ـ دکتر احمدعلی نوربالا ـ دکتر محمدرضا ظفرقندی ـ دکتر محمدحسین ماندگار- دکتر اصغر آقامحمدی_ دکتر بهزاد آرمین دکتر علی امامی میبدی دکتر غلامرضا انصاری دکتر فرساد ایمانی دکتر حسن ارگانی دکتر محمدعلی بیطرف دکتر فرهاد بی نیاز دکتر حسین بنازاده دکتر ملیحه برازنده دکتر علی پورفتح الله دکتر علی جوادزاده دکتر کوروش جعفریان دکتر انوشه حقیقی دکتر رضا فریدحسینی دکتر جمشید حاجتی دکتر مرتضی خسروآبادی دکتر مرتضی خیرآبادی دکتر عبدالرضا شیخ رضایی دکتر اصغر رامیار دکتر جهانگیر رافت دکتر هادی روزبه دکتر علی حاج زینعلی دکتر فریدون سیامک نژاد دکتر میرمصطفی سادات دکتر عباس سلیمانی دکتر رسول میرشریفی دکتر کاظم آشفته دکتر ابوالقاسم اباسهل دکتر زهرا احمدی نژاد دکتر مصطفی آقامحمدی دکتر رحیم آقازاده دکتر حسین برادران دکتر محمد بیات دکتر حسین علی بخشی دکتر فرشته بقایی دکتر مرتضی تقوی دکتر سیدعلی جزایری دکتر محمدمهدی حفیظی دکتر ایرج حریرچی دکتر اکبر حسینی دکتر سیدمحمدرضا خاتمی دکترمحمدرضا خواجوی دکتر شهاب دولتشاهی دکتر خسرو رهبر دکتر احمدرضا روفیگری دکتر هوشنگ امیررسولی دکتر علی زمانی دکتر سعید سمنانیان دکتر جواد سلیمی دکتر علی کاظمی سعید دکتر مجتبی سالاری فر دکتر صدیقه شمس دکتر علی شکوری راد دکتر شهباز خانی دکتر ابوالفضل شجاعی فر دکتر محمدعلی صحرائیان دکتر عباس صابری دکتر سیاوش صحت دکتر محمد طائب پور دکتر علوی دکتر جمشید علیزاده دکتر هادی غفرانی دکتر سهیل فدایی دکتر جعفر فره وش دکتر حسین فروتن دکتر سیدمحمد قدسی دکتر زرین تاج کیهانی دوست دکتر عباس کبریایی زاده دکتر مرتضی کلهر دکتر کلانی دکتر لیلی کوچک زاده دکتر محمدصالح گنجویان دکتر مجتبی میری دکتر مجید معینی دکتر محمود معتمدی دکتر افلاطون مهرآئین دکتر داود منادی زاده دکتر محمدرضا نیکوبخت دکتر اتابک نجفی دکتر شاکری دکتر محمد شیرانی دکتر کوروش شهبازی دکتر محمدعلی صدیقی گیلانی دکتر سعیدصادقیان دکتر وحید ضیایی دکتر محمدرضا عباسی دکتر عزت اله عبدی دکتر محبوبه حاج عبدالباقی دکتر حسین فائزی پور دکتر فیروز فصیحی دکتر علیرضا فرزاد دکتر حسین قلیچ نیا دکتر عسگر قربانی دکتر علیرضا کریمی یزدی دکتر محمد کاخکی دکتر رضا رئیس کرمی دکتر کریمیان دکتر ابراهیم کسائیان دکتر محمدقاسم محسنی دکتر علی میرمظفری دکتر علیرضا مفید دکتر مجتبی مجتهدزاده دکتر فریدون معماری دکتر رسول میرشریفی دکتر ایرج نجفی دکتر منصور نصیری کاشانی دکتر فرهاد واعظ زاده دکتر محمدرضا یزدان خواه دکتر علی یعقوبی
گروه سیاسی: مهدی کروبی به اهانتهایی که از تریبونهای مختلف به ویژه تریبون نماز جمعه مطرح شده بود پاسخ داد. او هفته پیش نیز تاکید کرده بود چنانچه این رفتارها ادامه یابد او صریحتر از گذشته مسائلی را مطرح خواهد کرد. چنین بود که کروبی روز گذشته درمصاحبهای دوساعته نه تنها به بیان ویژگی ائمه جمعهای که مسائلی را نسبت به وی مطرح کرده بودند پرداخت بلکه اعلام کرد در پاسخ به کسانی که مدعی آن هستند او نامهای را بدون سند نوشته است یکی از مستنداتش را با ذکر جزئیات مطرح میکند و چنانچه لازم باشد در آینده نیز مطالبی را طرح خواهد کرد. اشاره کروبی به پشت پرده ماجرای ترانه موسوی است. مهدی کروبی در واکنش به جوسازیهای اخیر و توهینهایی که نسبت به وی وارد شد گفت: «برخی فکر میکنند که با این تهمتها و فحاشی کردنها من از میدان کنار میروم ولی من به این آقایان توصیه میکنم که حداقل تاریخ را مطالعه کنند و ببینند که بعد از انقلاب و در عرصه ماجرای مجلس سوم و مسائلی که در اواخر آن مجلس روی داد و هر حرفی که خواستند نسبت به من زدند از جمله آنکه گفتند کروبی با دلارها از ایران خارج شده است چه کسی بود که ایستادگی و تحمل کرد.» دبیرکل حزب اعتمادملی ضمن اعتراض به توهین، هتاکی و تهمتهایی که از سوی مراکز و نهادهای مختلف و به دنبال نگارش نامهای نسبت به او شد گفت: «طی هفته اخیر حملات تندی نسبت به من وارد شد، حملاتی که از تریبون نماز جمعه یا از سوی برخی از نمایندگان مجلس، صدا و سیما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخی از روحانیت مطرح شد که من در برابر این مباحث گفته بودم که چنانچه این روند ادامه پیدا کند من ناگفتههایی را بازگو خواهم کرد.» کروبی چنین از انگیزه انجام مصاحبهای در واکنش به این مسائلی که طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتی که به وی وارد شد گفت: «پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم حوادثی در کشورمان رخ داد که از نظر خشونت، بیقانونی، خودسری و دخالت افراد غیر مسوول به نام نظام و شبه نظامی و لباس شخصیها امری بیسابقه بود و چنین است که انسانهای مسوول، دلسوز و آگاه باید احتیاط و تحفظ را کنار گذاشته و به هر صورتی که صلاح میدانند اقداماتی انجام دهند که مانع ازتکرار این حوادث شده و ریشه برخوردهای اینچنینی خشکانده شود.»وی افزود:«در هر کجای دنیا ممکن است چنین حوادثی اتفاق بیفتد که در عرصه تظاهرات جمعیتی را دستگیر کنند اما فکر نکنم که چنین برخوردهایی صورت گرفته باشد که گروهی را دستگیر کرده و آنها را به مکانهای خاصی منتقل کنند و با آنها هر رفتاری که میخواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مکانهای نامعلومی منتقل کنند که که حتی ریاست قوه قضائیه و دادستان کل کشور بگویند این رفتارهایی که انجام شده است زیر نظر زندانهای رسمی که تحت نظر ما بوده روی نداده است و البته پس از مدتی مشخص شود که زیر زمینی در وزارتخانهای وجود داشته یا اینکه در بازداشتگاه کهریزک، برخی کلانتریها و پایگاههای بسیج برخوردهایی صورت گرفته است.» کروبی خاطر نشان کرد: «حوادثی که روی داده است به علت اعتراض مردم به نتیجه یک انتخاب بوده است آیا باید با مردمی که تنها از سرنوشت رای خود سوال میکنند چنین برخورد کرد؟ در عرض چند روز تعدادی کشته شده و برخی آسیب دیدهاند به طوری که دندانها و سرها شکسته شده است و حتی بنابر برخی گزارشها چشمانی کور شده و برخی در زندان جان باختهاند. این درحالی است که معمولا شکنجهها برای گرفتن اعتراف با حساب و کتاب صورت میگیرد و حتی اگر آن فرد زیر شکنجه از حال برود او را به بیمارستان منتقل میکنند و باقی بازجویی را در حالی انجام میدهند که او تحت درمان است. بنابراین از این جهت من میگویم که خشونتهایی از سوی افرادی ناآگاه و بیتدبیر صورت گرفته که بیسابقه است و البته این رفتارها در قبال افرادی بوده که تنها به نتیجه اعلام شده انتخابات اعتراض داشتهاند.» رفتارهای غیرمنطقی بیشماری صورت گرفته است کروبی با ابراز تاسف از چنین برخوردهایی در نظام جمهوری اسلامی گفت: «به اندازهای در این مدت رفتارهای غیرمنطقی و بیضابطه انجام شده است که وقتی هیات تحقیق و تفحص به خدمت رهبری گزارشی را از وضعیت پیش آمده میدهند ایشان برآشفته و حتی با عباراتی تند دستور تعطیلی بازداشت گاه کهریزیک را صادر کردند که البته اکنون نیز شاهد برکناری برخی از آمران و مسببان این حوادث هستیم.» وی با اشاره به اخباری که به صورت مرتب از برخوردهای خشن و غیر معمول با معترضان به نتیجه اعلام شده انتخابات به او میرسید گفت: «ما هر روز اخباری را از نحوه برخورد با مردم دریافت میکردیم اخباری که همین افرادی که مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند نزد من میآمدند و بیان میکردند. رفتارهای خشونت آمیزی که با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنکه هنگامی که به منزل زن جوانی مراجعه کردهاند تا او را بازداشت کنند این زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادهاند و این زن هنگامی که هیات بررسی تحقیق و تفحص از وضعیت زندانیان اخیر را در زندان میبیند با شجاعت مقابل آنها میایستد و نسبت به این رفتار اعتراض میکند. من بسیار متاثر شدم از چنین برخوردهایی که تحت لوای نظام جمهوری اسلامی انجام میشود،هر خوانندهای میتواند خودش را جای آن مادری بگذارد که دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار دادهاند.» وی با اشاره به برخورد ساواک در دوران مبارزات انقلابی گفت: «هنگامی که در دوران مبارزه به منزل من میآمدند تا مرا بازداشت کنند گاهی اوقات خانم کروبی با تندی برخورد میکرد که آنها تنها میگفتند سفارش کنید که ایشان حرمت ما را نگه دارد یا در پرونده یکی از بزرگان هست که وقتی به منزلش میآمدند تا بازداشتش کنند همسرش تندی میکند که تنها به او تذکر میدهند ولی اکنون شاهد آن هستیم که دختری را در مقابل چشم مادرش کتک میزنند و از این جهت میگویم چنین برخوردهایی در کشورمان بیسابقه است.» کروبی با اشاره به اینکه بارها از طریق نامه و مصاحبه این مطالب را بیان کرده است گفت:«من این مسائل را طی نامهای به ریاست محترم قوه قضائیه، وزیر سابق اطلاعات و دیگر مسوولان یادآور شده یا در مصاحبهها به صورت مکرر بیان کردهام تا شاید با توجهی که نسبت به این رفتارها میشود مانع از تکرار آن شوند ولی بعد از مدتی اخباری به من درباره آزار جنسی بازداشت شدگان رسید که به علت ناراحتی شدید از این موضوع نامهای را به صورت محرمانه به رئیس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم که حتما چنین اتفاقی روی داده است بلکه گفتم که شایعه شده که چنین ماجرایی روی داده و افرادی از آشنایان خودمان نیز این مطلب را گفتهاند و تاکید کردم که انشاءالله اخباری دروغ و شایعه باشد ولی باید این اخبار بررسی شود تا اگر شایعهای بیش نیست که همه از رفتارها و عملکردها با قاطعیت دفاع کنیم ولی اگر هم در مواردی چنین اتفاقی روی داده است بگوییم که عاملان این قضیه جزو نیروهای خودسر بودهاند که باید معرفی و مطابق قانون مجازات شوند تا اینکه ساحت مقدس جمهوری اسلامی ایران را از چنین مباحثی پاک کنیم که چنین موضوعی در تاریخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراوانی به آن داده شود و از سوی دیگر خون بچههایی که در این راه کشته شدهاند تضییع گردد.» کروبی افزود: «من در این نامه تاکید کردم که اگر هم چنین اتفاقی روی نداده است و ثابت شد که اینچنین نبوده از زبان ما که خودمان به انتخابات معترض بودهایم مطرح شود تا حداقل عدهای باور کنند.» متاسفم که این مطالب از تریبون نماز جمعه مطرح شد کروبی با اشاره به برخوردهایی که در واکنش به انتشار چنین نامهای صورت گرفت گفت: «بیش از 10 روز منتظر پاسخ نامهام بودم ولی به من خبری نرسید و بنابراین این نامه را علنی کردم و در این میان جمعیت بسیاری از دلسوزان نظام مرا تحسین کردند و برخی هم دوستانه انتقاداتی را مطرح کردند که من نیز استقبال کردم ولی در همین راستا برخی از تریبون نماز جمعه،مجلس، وابسته به نهادهای نظامی، سایتها و خبرگزاریها، مطبوعات و صدا و سیما به بنده فحاشی کردند. ولی از این میان آنچه بیش از همه تاسف مرا برانگیخت مطالبی بود که از تریبون نماز جمعه علیه من مطرح شد و تریبون مقدس نماز جمعه که باید در آن دردهای مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تریبونی برای فحاشی تبدیل شد. چنین برخوردهایی در حالی نسبت به بنده صورت گرفت که من تنها با نگارش نامهای یادآور شدم که بررسی شود آیا چنین مسائلی روی داده است یا خیر و اگر هست آیا عاملان آن مجازات خواهند شد و یا اینکه اعلام برکناری عدهای که چنین تخلفاتی را انجام دادهاند تنها برای جنجال سازی بوده است و تمامی اینها به سرکار خود برمی گردند مانند همان کسانی که زمانی آن شکنجهها را انجام دادند و آبروی نظام را در عرصههای بینالمللی بردند و فیلمی از آن منتشر شد که هیچ بینندهای نتوانست ان را بیش از 10 دقیقه نگاه کند و اکنون سخنانی درباره فعالیتهای آنها شنیده میشود که چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت.» وی با ابراز تاسف از چنین برخوردهایی گفت: «افرادی که باید از تریبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را برای مردم بازگو کنند به بهانه اینکه من به نظام توهین کردهام تهمت و افتراهایی را علیه بنده وارد کردند که البته درهمین راستا برخی از نمایندگان مجلس نیز با ادبیاتی نامناسب به تکرار آن پرداختند. هرچند که اگر وابستگان به نهادهای خاص و یا برخی از مطبوعات و صدا و سیما چنین مطالبی را مطرح کنند دور از انتظار نیست چرا که اینها بنا به دلایل خاص باید این کار را انجام دهند و البته بسیاری دیگر نیز از مظان اتهام اینها به دور نیستند. از نظر این نهادها و مراکز و به ویژه برخی مطبوعات کسانی که همفکر آنان نیستند جاسوس، ساده اندیش و افراطی هستند که دچار فساد اخلاقی و اقتصادی شدهاند. مانند اینکه اخیرا یکی از روزنامهها که عادت دارد با آبروی دیگران بازی کند جمعی از کارگزاران نظام که اخیرا نامهای را نوشتهاند افراطی و رانت خوار نامیده است حال اینکه به عنوان مثال یکی از امضاکنندگان این نامه محمدعلی نجفی است که 8 سال وزیر آموزش و پرورش،وزیر آموزش عالی کشور و رئیس سازمان برنامه و بودجه بوده است که زمانی که من نماینده امام در حج بودم در آنجا به من کمک میکرد و اینک همین فرد را رانت خوار نامیده است. به نظر میرسد که این نهادها خود را معیار و میزان الاعمال میدانند که دیگران باید خود را با آنها بسنجند. اینها به جای اینکه کسانی را که به این کشور خیانت کردهاند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله میکنند و آبروی آنها را میریزند. همین اندازه نیز بگویم روزنامهای که چنین مطلبی را مینویسد مسوولش از دوستان نزدیک سعید امامی و همکار او بوده است که به قول یکی از بزرگان حاشیه امن دارد و رویین تن است، اگر اسفندیار رویین تن بود و تنها چشمش آسیب پذیر بود این برادر رویین تنی است که چشمش نیز از آسیب مصون است.» کروبی با اشاره به انتشار اخبار دروغ در یکی از خبرگزاریها که آن نیزخود را مصون از هر چیزی میداند گفت:«این خبرگزاری محترم به انتشار اخبار کذب عادت دارد به طوری که زمانی که جوانی به نام غنیان در این حوادث پس از انتخابات کشته شد این خبرگزاری به نقل از پدر این فرد نوشت که گفته است موسوی مسوول خون فرزندش است که پدر غنیان چندی بعد این خبر را تکذیب کرد. که اینهم نمونهای از آشکار شدن دروغگویی برخی از رسانههاست.» ناگفتههایی از سوابق برخی ائمه جمعه کروبی در ادامه گلایههای بسیاری داشت از ائمه جمعهای که با ادبیاتی نامناسب به او حمله کردند و تهمت و افتراهایی را نسبت به او وارد کردند و برای روشن شدن افکار عمومی از جایگاه افرادی که چنین حرمت تریبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشتهاند به بیان برخی از ویژگیهای شخصیتی آنها پرداخت. وی گفت: «امام جمعهای که در کنار حرم ثامن الحج این حرفها را میزند و بنده را تروریست میخواند گویی فراموش کرده که در همان روزگار مبارزه که طیف روحانیون آواره و بیخانه و کاشانه بودهاند و همه تحت تعقیب قرار داشته و یا تبعید بودند و بنده نیز به عنوان عضو کوچکی از این نظام در میان آنها حضور داشتم، ایشان به همراه جمعی دیگر با پولهایی که در اختیار داشتند سفرهای متعددی به پاکستان داشت تا آنکه به تبلیغ برای مرحوم آیتالله شریعتمداری بپردازد. ما که به ایشان عیبی نگرفتیم ولی این روال طبیعی تاریخ است که اکنون او از تریبون نماز جمعه به دفاع از جمهوری اسلامی بپردازد و بنده را ضد انقلابی و تروریست بداند.» کروبی با اشاره به سخنان امام جمعه تهران علیه خود گفت:«آقایی که در تهران از تریبون نماز جمعه چنین حرفهایی را میزند همان فردی است که هرچه من از دیگران سوال کردم سوابقی از ایشان نداشتند و همین اندازه از دوستانش شنیدم که در صف اول درس آیتالله منتظری مینشسته و در زمانی که برخی از دوستان نزدیک از مواضع ایشان گله مند بودند ایشان به شدت از مواضع او حمایت میکرده است و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آیتالله منتظری تبدیل شد و از این طریق رشد جهشی و غیر معقول پیدا کرد.» کروبی با بیان اینکه من از ائمه جمعه انتظار چنین رفتارهایی را نداشتم گفت: «آیا نمیشد که این پیشنهاد دلسوزانه را مورد بررسی قرار میدادند تا مورد رسیدگی قرار گیرد و ماموری یا مامورانی که متخلف بودهاند مجازات شوند و آنگاه به مردم بگوییم که این رفتار از سوی مامور یا مامورانی خودسر صورت گرفته و ربطی به نظام جمهوری اسلامی ایران ندارد؟ آیا باید با جنجال سازی و عبارتهایی تند چنین به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده میشد.» مهدی کروبی با اشاره به اظهارات مجلسیها علیه وی گفت: «برخی دوستان مجلسی اظهاراتی را علیه بنده وارد کردند برخی از نمایندگانی که این حرفها را میزنند همان کسانی هستند که در سایه عدم صلاحیت نمایندگانی که رایآور بودند و البته جر اصلاحاتیهای داغ نبوده و هیچ نامهای را امضا نکرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه یافتند و باید نیز اکنون در قدردانی از این چنین رفتاری این چنین نیز حرف بزنند. چرا که دیگر نیازی نبود به دادگاه ویژه روحانیتی برگردد که زمانی سیدهادی خامنه ای، محتشمی پور، مرحوم خلخالی، موسویان و آیتالله بیات را محاکمه میکردند چرا که دیگر نمیشود به راحتی این افراد را محاکمه کرد و البته برخی از مسوولان دادگاه نیز رضایتی به این کار ندارند.» وی همچنین به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره کرد و گفت: «از نظر بنده امام جمعه قم آیتالله جوادی و آیتالله امینی هستند و اینکه فردی را برای چنین مواقعی به عنوان امام جمعه معرفی میکنند جالب توجه است البته من به علت آشنایی که با پدر مرحوم ایشان دارم درباره اظهارات ایشان واکنشی نشان نمیدهم و حرمت پدرش را نگه میدارم.» کروبی همچنین برای برخی از وابستگان به نهادهایی نظام که اهانتهایی را نسبت به وی مطرح کرده بود پاسخی داشت. وی گفت:«برخی از برادران نظامی که چنین حرفهایی را میزنند باید هم اینگونه موضعگیری کنند چرا که آنها اکنون تمام مراکز اقتصادی و سیاسی را در اختیار دارند ولی این افراد متوجه نیستند یک فکر و اندیشه قائم به یک نفر و یا چند نفر نیست بلکه درون خانوادهها نیز نفوذ میکند به طوری درون خانواده برخی از این آقایان هم اختلافاتی وجود دارد که اگر لازم باشد در آن باره صحبت خواهم کرد.»وی افزود: «برخی از وابستگان به نهادهای نظام بسیار پهلوانانه وارد میدان شدهاند و هر چه که خواستند نسبت به بنده گفتند ولی یکی از همین معترضان که در نهادهای شبه نظامی نیز فعال است فراموش کرده که دولت وقت به علت همین رفتارها و کارهایش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جای دیگر منتقل کرد.» کروبی در ادامه این گفت وگو با تاکید بر اینکه چنانچه این روند ادامه پیدا کند مسائل دیگری را صریحتر از گذشته مطرح خواهد کرد به بیان واقعیت ماجرای ترانه موسوی پرداخت و تاکید کرد: «من از پشت پرده این ماجرا میگویم تا ببینم کسانی که در مذمت دروغگویی صحبت میکنند برآشفته شوند و در برابر این دروغگویی موضع گیری کنند.» وی چنین ماجرا را شرح داد: «مدتی پیش در سایتها،خبری منتشر شد مبنی بر اینکه خانم ترانه موسوی به همراه تعدادی دیگر در حاشیه مراسم مسجد قبا ربوده شده است. مدتی بعد هرچند که تعدادی از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولی ترانه موسوی آزاد نشد و سپس اعلام کردند که خانوادهاش بیایند و جنازهاش را تحویل بگیرند. در همان زمان به جای آنکه تحقیقاتی درباره این موضوع انجام شود در مقابل هیاهوی رسانههای بیگانه برخی مسوولان در اندیشه طراحی سناریویی برای به انحراف کشاندن این موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراین طراحان نابغه و مدیرانی دور اندیش سناریویی را نوشتند. برای اجرای این سناریو به وسیله فردی که نام او را نمیبرم متوجه شدند که خانوادهای عروسی دارند به نام ترانه موسوی که در کانادا زندگی میکند و تنها نیاز به آن بود که به صحنه سازی بپردازند و خانواده این دختر را وادار به انجام مصاحبهای کنند که در آن بگویند دخترشان زنده است و در کانادا زندگی میکند.
پس چند نفر از افراد امنیتی که چهرههایی شناخته شده هستند به منزل این خانواده محترم و شریف میروند و خطاب به خانواده میگویند که ترانه موسوی دچار سانحه سوختگی شده و برای آنکه معلوم شود این عروس آنها هست یا خیر بیایند و جنازهاش را تحویل بگیرند. در همین هنگام پدرخانواده میگوید که عروس ما در ایران زندگی نمیکند و چون بزرگان خانه اهل سیاست نبوده و چهرههای علمی هستند بسیار ساده به این موضوع نگاه کردند. در همین حال پدر خانواده به پسرش که یکی از چهرههای علمی و سیاسی است تلفن میکند و میگوید که چنین ماجرایی روی داده و شماره تلفن دیگر پسرش شوهر ترانه را میخواهد که فرزندش به او میگوید برادرش برای آنکه بداند موضوع از چه قرار است به کانادا رفته وهنوز نرسیده که بتوانند با او تماس بگیرند. در همین حال مادر متوجه میشود که چنین اتفاقی افتاده و از حال میرود و به بیمارستان منتقل میشود. پدر خانواده وقتی که متوجه میشود قضیه جدی است برای بار دوم با پسرش تماس میگیرد که او متوجه میشود قضیه بیخ پیدا کرده و بنابراین خود را شتابزده به منزل میرساند. او مشاهده میکند که چند نفری در خانه حضور دارند که برخی از آنها از چهرههایی هستند که در دوران دفاع مقدس حضور داشتهاند که این موضوع مرا به یاد سخنی از شهید حمید باکری میاندازد که میگفت:«ای کاش ما درجبههها به شهادت برسیم زیرا اگر ماندیم معلوم نیست که چه بلایی بر سرمان آید و جزو چه جمعیتی باشیم» این آقا که دارای آگاهی سیاسی بود هنگامی که با این افراد صحبت میکند میگوید که نزد من این حرفها را نزنید چرا که من میدانم اصل قضیه چیست و حتی این اصطلاح را به کار میبرد که پیش کولی معلق نزنید. آن افراد نیز چون متوجه آگاهی این فرد میشوند از این جهت با او صحبت میکنند که برای حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازیهای رسانههای بیگانه به صلاح است که با آنها همکاری کنند. در همان حال اعضای خانواده گفتهاند که شما از ما چه میخواهید آنها میگویند که شما در مقابل دوربین قرار بگیرید و بگویید که ترانه زنده است. برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت میکند و میگوید که اصل این قضیه صحیح نیست و از سوی دیگر ما هم تاحدودی چهرههایی شناخته شده هستیم و البته از آنها پرسیده که چنانچه چنین کاری انجام شود با ترانه واقعی چه کار خواهند کرد که آن افراد گفتهاند که شما به این کارها کاری نداشته باشید و نگران نباشید. همچنین این خانواده گفتهاند عکسی که شما دارید عروس ما نیست که آنها میگویند شما به این کارها کاری نداشته باشید. در همین حال برادر شوهر ترانه که یکی از چهرههای علمی و سیاسی بوده است تحت تاثیر قرار میگیرد و فکر میکنید که با انجام چنین کاری در مقابل سوءاستفاده بیگانگان ایستادگی میشود ولی او پیشنهاد میکند که بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت کنند. در همین حال این افراد شماره تلفن منزل آنها را جویا میشوند که برادر شوهر ترانه میگوید بنابراینکه آنها منزلشان را تغییر دادهاند ما شمارهای از آنها نداریم و بردارم هم به مقصد نرسیده که از او شماره شان را بگیریم. پدر شوهر ترانه نیز میگوید که شاید حاج خانم (همسرش) شمارهای در اتاقش داشته باشد ولی بنابر اینکه همسرش به بیمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و کلید نبود که افراد حاضر تصمیم میگیرند که در اتاق را بشکنند که با ممانعت اعضای خانواده رو به رو شدهاند که خطاب به این افراد گفتهاند شما بروید و ما خودمان سعی میکنیم شماره تلفن آنها را پیدا کنیم.ولی جالب توجه اینکه قبل از آنکه اعضای این خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پیدا کنند آنها خودشان تلفن را پیدا میکنند. در همین راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وی تماس میگیرد و میگوید که شما تنها تا این اندازه صحبت کنید و خطاب به این آقایان میگوید که این خانواده در جریان موضوع نیستند و در این اندازه تنها با آنها صحبت کنید. چنین شد که مادر و پدر ترانه موسوی در مقابل دوربین قرار گرفتند و گفتند که دخترشان زنده است و در کانادا زندگی میکند. البته بعد از اینکه این خانواده متوجه شدهاند که اصل ماجرا چه بوده است بسیار ناراحت شدهاند و میخواستند که ماجرا را بازگو کنند که همین برادر شوهر ترانه به آنها گفته که حرفی نزنید و گرنه سرنوشت شما معلوم نیست که چه شود.» از دروغگویی مسوولان متاسفم کروبی پس از شرح این ماجرا از دروغگوییهای برخی مسوولان ابراز تاسف کرد و گفت:«این افراد اظهار کردهاند که برای حفظ اصل نظام باید این خانواده اقدام به چنین کاری کنند ولی از نظر ما برای حفظ اصل نظام و پایبندی به قانون اساسی، ارزشهای انقلاب و آرمانهای حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پایه عمل به وعدههایی است که به مردم دادهایم ولی متاسفم که اینکه از انقلاب برگشتهایم و با آبروی نظام بازی میشود.» وی تاکید کرد:«آیا مسوولان از این طریق میخواهند اعتماد مردم را جلب کنند ولی این آقایان بسیار بیتدبیر عمل کردهاند چرا که مردم اینقدر هوشمند هستند که اصل موضوع را بفهمند.» کروبی با بیان اینکه برای مسوولان گوشهای از حوادث تاریخی را بازگو میکنم گفت: «هنگامی که در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامی شروع شد یکسری افراد ناآگاه که وابسته به حکومت بودند قصد داشتند تا حرکت امامخمینی برای مبارزه با رژیم پهلوی را به ماجرای کشتار مردم در مسجد گوهرشاد تشبیه کنند. در ماجرای مسجد گوهرشاد حرکتی علیه کشف حجاب از سوی رضاخان صورت گرفت و در آن حادثه عدهای کشته شدند. بعد از مدتی در همان سال 41 وقتی که با ماجرای حرکت مبارزاتی امام مواجه شدند در یکی از روزنامهها همین ماجرای مسجد گوهرشاد را نوشتند تا حرکت امام را با آن مقایسه کنند. در ماجرای مسجد گوهرشاد شیخ جوانی به نام بهلول در مسجد سخنرانی میکرد و مردم را به ایستادگی دعوت میکرد که پس از حمله نیروها و آغاز کشتار مردم فرار کردند که این شیخ نیز فرار کرد ولی او پس از آن همواره آواره بود و سالها در افغانستان زندانی بود و آخر عمر خود به ایران آمد. پیرو این قضیه ماجرایی ساختند مبنی براینکه این فرد به خارج از کشور رفته و در آنجا زندگی خوبی دارد. در همان زمان عکس فردی را با کروات در روزنامه چاپ کردند و نوشتند که این فرد تاجر آهن است و در خارج زندگی میکند و وضعیت خوبی دارد. نوشتند این فرد بهلول نام دارد که آمده به ایران و این کشتار را راهاندازی کرده و خود به خارج متواری شده است. در همان زمان جمعیتی واقعیت را کشف کردند و بهلول واقعی را معرفی کردند. اعلامیهای مبسوط در مشهد منتشر شد که بر روی آن دو عکس چاپ شده بود. عکس فردی که همان تاجر آهن بود که در خارج زندگی میکرد و آن را معرفی کرده بودند و دیگر عکس بهلول واقعی را که مدتها در زندانی در افغانستان بود منتشر کردند. بنابراین در حدود 48 سال پیش چنین حادثهای روی داد که سریع برملا شد. حالا چطور است که مسوولان انتظار دارند که در تهران و آن هم در عصر ارتباطات حادثهای روی دهد و کسی متوجه آن نشود و یک خانواده محترم را بیاورند و بگویند که مطلبی را تکذیب کند و این خانواده پس از آنکه متوجه شدند این اقدام کلکی به آنها بوده است ناراحت شدند.» کروبی افزود:«همان شبی که فیلمی درباره ترانه موسوی از تلویزیون پخش میشد من قبل از آنکه در جریان اصل ماجرا قرار گیرم تحت تاثیر قرار گرفتم ولی همان شب به مراسم عروسی رفتم که در آن مراسم جوانی نزد من آمد و گفت آیا اینها فکر میکنند که مردم نمیدانند چند تا ترانه موسوی در ایران وجود دارد و من از این حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با این سن و سال و تجربهای که دارم به موضوع شک کردم ولی این جوان اصلا شک هم نکرده است.» وی با اشاره به موثق بودن منبعی که جزئیات ماجرای ترانه موسوی را به وی منتقل کرده است گفت:«می دانم که آنها از چه طریقی این ترانه موسوی را پیدا کردهاند و منبع خبر نیز موثق است واگر لازم باشد در این باره صریحتر صحبت میکنم تا مشخص شود که نقش افراد تا چه اندازه بوده است.» با روشن شدن ابعاد ماجرا عقبنشینی میکنم وی همچنین به مورد دیگری از رفتارهای برخی از مسوولان اشاره کرد و گفت:«در سالهایی که قتلهای زنجیرهای رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود که گفتند حرم امام (ره)را منفجر کردهاند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نیز بمبگذاری کنند که عامل آن دستگیر شده است. پس از گذشت یک هفته چند دختر را به تلویزیون آوردند و آنها بسیار سر حال مقابل دوربین طوری سخنرانی کردند که از هر سخنران ماهری بهتر صحبت کردند. من درهمان زمان خندیدم و گفتم که این موضوعی مسخره است مگر میشود که فردی را بازداشت کنند و او را شکنجه کنند تا اعترافی کند و بعد با این سرعت و با این حالت آنها را مقابل دوربین بیاورند و آنها نیز اعتراف کنند. نتیجه چنین کارهایی موجب روی دادن ماجرای قتلهای زنجیره ای،نویسندگان و کشته شدن فروهر و همسرش میشود.» کروبی در ادامه خطاب به کسانی که قصد دارند تا او را وادار به سکوت کنند گفت:«من تنها در برابر چنین رفتارهایی موضعگیری اینچنینی ندارم بلکه همان طور که میدانید نسبت به دوستان و همفکران خودم در مواقعی که تفکرات آنها را صحیح نمیدانم تذکر دادهام و با آنها برخورد کردهام و البته هزینه آن را نیز پرداخته ام. من در مقابل کسی ایستادم که هم برای من محترم است و از دوستان بنده میباشد و از پایگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نیز برای انتخاب او نقش مهمی داشتم ولی این فرد از هیچ مخالفتی با من دریغ نکرد و در انتخابات دو دوره گذشته ریاستجمهوری از من حمایت نکرد ولی من به راه خودم ادامه دادم. بنابراین این آقایان خیال میکنند که با تهمت و افتراهایی که مطرح میشود من از میدان کنار میروم در حالیکه من میگویم که مطالبی که از تریبون نماز جمعه یا روزنامههایی که مردم نسبت به آنها اعتماد ندارند و خوش بین نیستند مطرح میشود من از میدان در میروم. من در شرایطی عقب نشینی خواهم کرد که همه بدون آنکه قصد مچ گیری داشته باشیم همه ابعاد حوادث تلخی که روی داده و موجب ضربه زدن به نظام شده و مباحثی را در داخل و خارج مطرح کرده است بررسی شود و نتایج این بررسیها صادقانه و معقول و منطقی به مردم اعلام شود. وی تاکید کرد: «در زمانی من سکوت میکنم که همه ابعاد این ماجراها بررسی شود و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر کسی که تخلف کرده متناسب با جرمی که انجام داده و مطابق با قانون محاکمه شود و هر کسی اشتباهی کرده اشتباه خود را بپذیرد.» کروبی در نهایت تاکید کرد:«اکنون شرایطی را ایجاد کرده اید تا دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد ولی من باز میگویم که این رفتارها و ایجاد رعب و وحشت مرا به سکوت وادار نمیکند و چنانچه لازم باشد برخی مسائل را مطرح میکنم.» وی تاکید کرد: «وقتی که همه ابعاد قضیه بررسی شد از امام جمعهها بخواهیم که بیایند و در نماز جمعه نتیجه را مطرح کنند نه اینکه در اظهاراتی یک طرف محکوم و یک طرف حاکم باشند.»
سوابق خطیبان جمعه از نگاه کروبی امامجمعهای که در کنار حرم ثامنالحجج مرا تروریست میخواند گویی فراموش کرده موقعی که امثال من زندان بودیم ایشان با پولهایی که در اختیار داشتند به پاکستان میرفتند و برای مرحوم آیتالله شریعتمداری تبلیغ میکردند آقایی که در تهران از تریبون نماز جمعه چنین حرفهایی را میزند هرچه من از دیگران سوال کردم سوابقی از ایشان نداشتند و همین اندازه شنیدم که در صف اول درس آیتالله منتظری مینشسته و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آیتالله منتظری تبدیل شد و رشد جهشی غیرمعقول پیدا کرد از نظر بنده امام جمعه قم آیتالله جوادی آملی و آیتالله امینی هستند و اینکه فردی را برای چنین مواقعی بهعنوان امامجمعه معرفی میکنند جالب توجه است البته من بهعلت آشنایی با پدر مرحوم ایشان درباره اظهارات این فرد واکنشی نشان نمیدهم و حرمت پدرش را نگه میدارم
نهضت فراگیر «راه سبز امید» با نام مخفف «رسا» در نظر دارد به ساماندهی جنبش اجتماعی بوجود آمده در جریان انتخابات ریاست جمهوری بپردازد.این تشکیلات، ساختاری کمپینی دارد و متشکل از هستههای حزبی، NGOها و شبکههای اجتماعی است.
نهضت فراگیر”راه سبز امید“ که روز گذشته از سوی نخست وزیر دوران امام، رسما به عنوان تشکیلاتی که وی خواهان تاسیس آن شده است، تلویحا اعلام موجودیت کرد؛ احتمالا تا پیش از ماه مبارک رمضان بیانیه آغاز بکار خود را منتشر خواهد کرد.
کروبی در واکنش به حملات ائمه جمعه: پاسخ دین فروشان را خواهم داد مهدی کروبی با ابراز تاسف از حملات شدید و توهین آمیز تعدادی از ائمه جمعه به ایشان هشدار داد به زودی و در فرصتی مناسب پاسخ این دین فروشان را خواهم داد. .................................................................
عضو فراکسیون خط امام خطاب به احمد خاتمی خطیب نمازجمعه تهران گفت:به جای تهدید آقای کروبی و همه معترضان به رفتارهای صورت گرفته پس از انتخابات به برخورد قضایی کمیته ای بی طرف برای روشن شدن شکنجه ها و صحت و سقم تجاوز جنسی به بازداشت شدگان تشکیل شود. ...............................................................
اگر نظریه نقل شده از جناب آقای مصباح یزدی را بپذیریم و اطاعت از رئیس جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانیم قبل از هر چیز باید این واقعیت را خود جناب آقای مصباح یزدی بپذیرند که در دوران 8 ساله ریاست جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی که حکم ولی فقیه را دریافت کرده بود مرتکب گناهان زیادی شده اند. زیرا ایشان در آن دوران از پیشتازان مخالفت آشکار با رئیس جمهور بودند و نه تنها عدم اطاعت از وی را بلکه حتی ایستادن در مقابل رئیس جمهور وقت را ترویج می کردند و لازم می دانستند و زمینه را نیز برای این امر فراهم می کردند.
شگرد عجیب شیخ اصلاحات یا طناب کشی به سیاق سیاسی مهدی کروبی در اقدامی نوظهور و نو آورانه و البته عجیب دستگاههای قانونی را به چالش و مقایسه در تقابل و برخورد با دو تجمع دعوت کرد به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت این نامزد انتخاباتی که اخیرا بشدت فعال نشان می دهد در پی صدور اطلاعیه و حمله شدید به او در نماز جمعه تهران و دعوت گروههای فشار و برخی از محافل خاص به تجمع در روز شنبه در مقابل روزنامه اعتماد ملی واکنشی عجیب نشان داد که میتواند وزارت کشور و دستگاه قضایی و پلیس را به چالشی جدید وادار کند " دو تجمعی با دو خواسته و دو نتیجه " که در شرایط مساوی نیازمند مجوز است.
خاتمی با ابراز نگرانی نسبت به برخوردهای صورت گرفته با مردم در جریان حوادث اخیر گفت: برخی کارهایی که این روزها انجام می شود با اصول قانونی و اولیه مغایرت دارد. سید محمد خاتمی در دیدار اعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: مدافع واقعی نظام جمهوری اسلامی ما هستیم نه آنها که در ماههای اخیر نشان دادند که تیشه به ریشه اسلامیت و جمهوریت نظام می زنند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی "سلام" در این دیدار که در دفتر کار رئیس جمهور سابق ایران، انجام شد، خاتمی تاکید کرد: مقطع کنونی، مهمترین مقطع تاریخی در سده اخیر است. خاتمی با ابراز نگرانی نسبت به برخوردهای صورت گرفته با مردم در جریان حوادث اخیر گفت: برخی کارهایی که این روزها انجام می شود با اصول قانونی و اولیه مغایرت دارد. در این جلسه که به مدت 2 ساعت و نیم طول کشید، اعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس، با طرح دیدگاههای خود در خصوص حوادث اخیر عنوان کردند: بین مسؤلیت وقدرت رابطه ای معنادار وقانونی وجود دارد .قانون اساسی قدرت غیر پاسخگو را به رسمیت نمی شناسد .با کمال تأسف قانون اساسی وقوانین عادی در حوادث اخیر مورد بی توجهی قرار گرفته است ونهادهای قانونی به ایفای مسؤلیت براساس قانون عمل نکرده اند. اعضای این مجمع همچنین اعلام کردند: انسداد راه های اطلاع رسانی وانتشار اخبار غیر واقعی سبب بی اعتمادی مردم شده است که باید چاره اندیشی کرد.
حرفهای کروبیمثلپتکخواب خیلی ها از جمله من را پریشان کرده است. خدا کنددروغ باشند.
خدا کند شیخ ساده دلی کرده و حرفهای بی سندی زده باشد . خدا کندچنیناتفاقاتی هرگز نیافتاده باشد. خدا کند.
اما من همین گونهکهکتک زدن مردم با باتومرا باور نمی کردمو به چشمدیدم، همانگونه که زندانی کردن یک معاون رئیس جمهور راباور نمی کردمودیدمنمی توانمساده لوحانه بگویم این حرفها دروغ است.
من بازداشتفله ای و محاکمهفله ای را همدیدم. اعترافات افراد بی گناهی را دیدم که به جزادعایتقلب در انتخابات حرف دیگری برایگفتن نداشتند.نهارتباط با بیگانه به آنها ربطی داشتنه براندازی نرم و نه انقلاب مخملی.
پس آنها به چه اعتراف کرده اند؟؟/چرا بایدکنار منافقان و سلطنت طلبانقرار گیرند؟؟؟؟
من باور نمی کردم چنین شود و شده است.منباور نمی کردمکسی در تلویزیون بههاشمی توهین کند آنهم در جمهوری اسلامی ولیاتفاق افتاد و از قضاقانون گرایان امروزبه این بی قانونی بالیدند.
کاش حرف های کروبی دروغ باشد . امامرگ 69 نفردروغ نیست.تیراندازی به مردم معترض دروغ نیست. حمله به سیاسیونبه قصد تعطیلیاحزاب دروغ نیست.نه اینها دروغ نیست و خدا کند حرف های کروبیدروغ از آب در بیایند.
این حرفهاکاری به دولت ونیروی انتظامی ندارندآنها آبروی نظام را به باد خواهند داد. این حرفها راه اما م رابه بازی گرفته اند ،این حرفها سرمایه انقلاب و نتیجه آن را هدف گرفته اند.خدا کنددروغ باشند.
خدا کند این یک بارحکومت اشتباه نکند وبه جای موضع گیری تند و کور کورانه با تدبیر و تاملموضوع برسیونتیجه آنشفافبا مردم در میان گذاشته شود.
خدا کند اینباردیگرگروهها خط بازی را کنار بگذارند و جناحها رابر ابروی انقلابترجیح ندهند.
خدا کند باند بازی ها اینبار کهآبروی اصل نظام با خطر مواجه شده است کم رنگ شوند وراهی برای حق و عدالت باز شود.
خدا کندکه همهبفهمند این باربحثجناح چپ و راستاصلاح طلب و اصول گرا نیست. این بار ثمرهو محصولسی ساله انقلاب به بازی گرفتهشده است. اگر این حرفهادروغاستکهامید وارم باشدبایدمستند و شفاف پاسخ داده شود.و اگرکج سلیقگیشود اینحرفها در تاریخخواهند ماند.
بیش از دویست تن از فعالان سیاسی، اجتماعی، دانشجویی و وبلاگ نویسان در حمایت از دوستشان مهندس حمزه غالبی که 56 روز است که در انفرادی به سر می برد روزه می گیرند.
به نام خدا
ملت شریف ایران بیش از 56 روز از بازداشت غیرقانونی مهندس حمزه غالبی، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس و رییس ستاد جوانان مهندس موسوی می گذرد. پیش از این طی نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار آزادی وی شده بودیم که متاسفانه بی نتیجه ماند. متاسفیم که بگوییم امید بسیاری در ایران با ادامه یافتن بازداشت غیر قانونی فرزندان ملت من جمله مهندس غالبی به عدالت قضایی ناامید شد و بسیاری نیز، دیگر قوه قضائیه را ملجاء و پناه خود نمی دانند و نگران بسط و گسترش رفتارهای فراقانونی در دستگاه قضایی کشورند. با این اوصاف از آنجا که هیچیک از مسئولان امر نسبت به بازداشت غیرقانونی ایشان و استمرار آن پاسخگو نیستند، ما برای آزادی ایشان به خدای تبارک وتعالی پناه می بریم و یکشنبه 25 مردادماه را به امید آزادی مهندس غالبی و سایر زندانیان سیاسی روزه می گیریم.
امضاء کنندگان: جواد آذر نگار- بابک آذری- آرش آقایی- آقاعمو- داوود ابوترابی زارچی - سمانه ابولپور- لیلا آراسته- حسین احرار- مجتبا اژه ئیان- سهیلا احسانی- سیدحسین احرار- مژگان احمدی- رضا احمدی مجاوری - عسل اخوان- محمد استکی - مطهره اسلامی- فاطمه اشرفی مهابادی- محمد اشعری- هدی اعلم - حمیده امیری – مهدی امیری صفت- مرضیه ایزدیان- مهدی ایزد پناه - رضا باوفا- رامین باوفا- زینب بحرینی- فرهاد بخشی- سعید بدخش- مسعود برجیان- سارا برین- فاطمه بهزادی - صدیقه بهزادی- فاطمه بهزادی- بهراد بهشتی- بیگلربیگی - سید امیرپاکزاد مقدم - پورحسن - هانیه پور ناصری - مسلم پروین-تابش- امیر تاجرنیا- علی تقی پور- احسان توکلی- سمرا توکل - عطا تهرانچی- علی جعفری- مسعود جلادت- جمشیدی- الهام جوادی- یاشار جیرانی- حسین حاجبیان- امیر حاجی نژاد- مجید حداد - امین حکمت- حسین حمیدیا-سید جواد حیدری- جواد حیدری- حسین حمزه پور- حمیده خدا بنده لو- طاهر خزایی- -زهره خلیل پور- حسین خسرونژاد - حامد خوانساری - محمد خوربک- محمد تقی داستانی- یاسمن دادور- اشرف درویش - درویشی- مصطفی دهباشی زاده - حسن دهقان- مسعود رنجبر- امیر رحیم پور - محمدرضا رحیمی راد- سعید رضوی فقیه – نادره رضایی- میثم رستم لو- مسعود رهبری- روحی - داوود روشنی- زارعیان- زارع - عبدالله زبردست - محمدزهی- فهیمه سادات ذاکری-حسین سبحان اللهی- مرتضا سید محمدی- سمیع پور - سمیع نژاد - هادی سروش – سعیدی- الناز شالبافیان- امید شاکر- سعید شبستری - شقایق شریفی پور- محمد شکوهی - نیما شیخی پور- محمد شفیعی- محمد شکوهی – سید محمد سعید شجاعی- روح الله شهسوار- فرشاد شمس - امیر شیخها- محمد شیبانی -رجاء الدین صادقی - اسماعیل صحابه - بابک صمدی-احمد طالبی- علی رضا طاهری - سید بنیامین طاهری راد - مرتضی طباطبائی پور- عطا طهرانچی – عابدینی- عباسیان- پویا عارفی – پروین عالمی- پویش عزیززاده- نوش آفرین عزیزی--مهرآفرین عزیزی- سحر عزیزی- محمد سعید غالبی - فیروزه غالبی - افسر غالبی - الهه غالبی - زینب غالبی - حمیده غالبی - فرحناز غالبی - سعیده غالبی -محمد سعید غالبی - فیروزه غالبی- فاضلی کیا - امین فلاح – فکوری- علیرضا فرخ نیا - محمدرضا فروهر زاده - محمد قائمی– قاسمی- قلم چی -کمال قرقچیان – قربانی- حامد کرمی نیا- فاطمه کاظمی- حمیدرضا کارگر- سید حسن کاظم زاده - فرزانه کاجی - حسین کافی- محمد کی ارسلان- سیاوش کیخایی- مجید کلثومی-سیاوش کیهانی-حسین گلشن - گوهری - گیلانی - محمد لکی - سمیه لنگرودی- کاظم متولی- محسن موسوی- احسان محمدی- محمد مخاطبی -احسان مختاری- علی مومنی-شروین مقیمی-پروین مقصودی- سید امیر مدرسی- سید محمد علی مدرسی- حجت مشایخی- یحیا مسعودی نژاد- امید محدث - سید لعیا مهینی- سید محمدی- مهدی محمودیان - مفید- مهدیه مینوی - مهدی محمودیان- عادل محمدحسینی- سید محمد علی مدرسی- پوریا موسوی- میرناصری --همایون مختاری- سید شهاب میررکنی- ناهید مولوی- امیر مظفری- علی معین صمدانی - هادی معین صمدانی- آزاده مهرجو - میر – سیده لعیا مهیمنی- حمید میربزرگ- مفید- مسعود نظری- صادق نقاش زاده - سید علیرضا نظام الحسینی- حسین نعیمی پور- مرتضا نائمه– نعمتی نورآباد-شیما نوروزی - مجید وفایی شاهی- سیاوش وثوقی- سهیل وطن پرست- میترا یوسفی
با وجود گذشت دقیقا 2 ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اخیر، برخی پیامدهای روانی حاصل از تنشهای دوران انتخابات و حوادث بی سابقه پس از آن ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار «آینده»، یک بررسی پراکنده از طیف های مختلف جامعه اعم از افراد تحصیلکرده، کارمندان، نخبگان و حتی مردم عادی و زنان خانه دار از تداوم برخی پس لرزه های روانی حوادث مذکور حکایت دارد.
فارغ از شدت و ضعف این اختلالات که از افسردگی گرفته تا مواردی چون سرخوردگی، تردید و ... ، مشکل اینجاست که گویا کسی به فکر این معضل مهم اجتماعی نیست.
این در حالی است که درپی حاد شدن بحث و گفتگوهای سیاسی و ایجاد دو جبهه تحت عناوینی چون منافق و ضدانقلاب و برانداز در برابر متقلب و کودتاچی و آدمکش در بسیاری از خانواده ها دعواهای پدر و پسر، زن و شوهر، برادر و خواهر و... رخ داده و در برخی موارد به اختلافات دامنه دار و حتی جدایی هایی کشیده است که چندی پیش دو مورد آن شامل فرزند آیت الله خزعلی و داماد رییس جمهور در خانواده های مشهور به سطح جامعه نیز درز کرد.
به عنوان نمونه، هفته گذشته در مراسم اطعام یکی از حجاج، بین طرفداران احمدی نژاد و معترضان به انتخابات بحث شده و این بحث چنان بالا گرفته و به درگیری کشیده که میهمانان عصبانی پیش از صرف شام از سالن خارج شده اند و میزبان که تهیه شام دیده بود، به شدت دلگیر شده است.
البته در همین شرایط صداوسیما که از اثرگذارترین عوامل بر شرایط روانی مردم است، همچنان بر روند یکسویه و بعضا تنش آفرین خود اصرار دارد که همین امر نیز بحث های خانوادگی را در پی دارد.
در این حال دکتر سیدمحمود میرزمانی، استاد روانشناسی بالینی در یادداشت ارسالی خود برای «آینده» نوشت: مسوولان کشور باید عوارض روانی و درازمدت حوادث اجتماعی اخیر را در نظر داشته باشند و به فکر سلامت روان مردم و نسل آینده کشور باشند.
آحاد مردم ایران به خصوص در طول سی سال گذشته با تلاطم و دگرگونی های مختلف اجتماعی روبرو بوده اند. دگرگونی هایی مانند جریانات، درگیریها و دستگیریها، تظاهرات، اعتصابات، شهادتها و هرآنچه که منتهی به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری رهبر کبیرانقلاب حضرت امام خمینی (ره) گردید و همه مردم به گونه ای در آنها سهیم بوده اند و آن را تجربه کردند.
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، جنگ تحمیلی با تمام پی آمدهای آن رخ داد، جنگی طولانی که شهادت پاکترین جوانان، مجروح و جانبازی گروه کثیری از عزیزان این مرز و بوم و محدودیتهای متعدد برای جامعه اسلامی و نظام نوپای اسلامی به بار آورد. البته در فاصله بین این وقایع اجتماعی، حوادث دیگری هم رخ داده است مانند: ترورها، تحدیدها و تهدیدهایی که از جانب اجانب علیه ملت ایران اعمال گردید، یا سوانح طبیعی مانند زلزله که آن هم به نوبه خود قابل توجه بوده است.
بدیهی است در یک نظام نوپا معمولا به دلیل اقدامات گاه اشتباه مسوولین و تصمیمات ناشیانه و حتی اقداماتی از سر آزمایش و خطا و تصویب قوانین غلط، بی ثباتی های وسیع در روابط انسانی و اجتماعی، بی ثباتی در مشاغل، تضعیف احساس امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، امنیت سیاسی و از همه مهمتر کاهش امنیت روانی و ...ممکن است عوارض روانی شدیدی بر مردم تحمیل شود.
هر کدام از این تحولات و دگرگونیها، فشارهای روانی و طبعا عوارض روانی بسیاری برای مردم ایران و به خصوص برای جوانان و نوجوانان ایجاد کرده است که نباید از آن غافل بود (که البته تا کنون غافل بوده ایم). غفلت مسوولین و دست اندرکاران اداره کشور، به خصوص مسوولان سلامت جامعه باعث تشدید عوارض ثانویه این فشارهای روانی خواهد شد.
البته برخی از این تغییرات و یا مشکلات اجتماعی مانند جنگ غیر قابل اجتناب بوده است، هرچند در چنین شرایطی هم می توان با تدابیری از عوارض روانی این رخدادهای اجتماعی کاست. ولی در شرایط فعلی که درگیری و اختلافات داخلی است و شاید بتوان با تدابیر به موقع و سنجیده بسیاری از مسایل و مشکلات از جمله فشارهای روانی و طبعا عوارض روانی آن بر مردم را کاهش داد، چه عذر موجهی وجود دارد، الا خاتمه هرچه سریعتر درگیری های اخیر سیاسی. در غیر این صورت باید منتظر عواقب این غفلت بود. نتیجه کار ممکن است از نظر روانی منجر به شرایطی در جامعه شود که دیگر کنترل آن تا مدتها از دست نیروهای انتظامی و نظامی خارج شود. بدیهی است با افراد جامعه در شرایط روانی مناسب و آرام بهتر می شود مراوده و برخورد داشت تا جامعه ای که از نظر روانی در شرایط دیگری قرار دارد. در حالت عصبانیت افراد کنترلی بر رفتار خود ندارند.
شرط عقل است که مردم را در شرایط عصبانیت قرار ندهیم چرا که تدابیر قبل از عصبانیت کارسازتر خواهد بود. تناقض گویی مکرر، ایجاد تضادهای آشکار در جامعه، احساس ناکامی های مکرر در بین مردم، بروز بی اعتمادی نسبت به گروهها و افراد مرجع و معتمد مردم بسیار خطرناک است.
در چنین شرایطی ممکن است آسیبهای اجتماعی، انحرافات، تخلفات و جرایم افزایش یابد و رفتارهای ضد اجتماعی هم سیر صعودی را طی کند. البته این اضافه بر رفتارهای معقول اجتماعی و سیاسی است که تحت شرایطی یکباره تشدید خواهد شد، بخصوص وقتی اقتدار تبدیل به تزلزل شود و یا توان نیروهای امنیتی کم کم به دلیل خستگی، نارضایتی نیروهای تحت امر و حتی احتمالا همنوایی و هم دردی بعضی از آنها با مخالفین کاهش یابد.
افرادی که بی رحمی و برخورد خشن را تجربه کنند و یا شاهد خشونت، جان دادن افراد دیگر باشند و به خصوص آنهایی که از آسیب به عزیزان خود با خبر می شوند، ممکن است دچار اختلال و استرس پس از سانحه شوند که کنترل آنها بسیار مشکل خواهد شد. ممکن است افرادی پس از تجربه بی رحمی در مسیر انتقام یا در جهت مقابله به مثل گام بردارند. به هرحال ادامه روند فعلی پس از تجارب روانی سی سال گذشته به هیچ وجه به نفع کشور و حفظ پایداری نظام نخواهد بود.
لذا پیشنهاد می گردد همان گونه که اخیرا رهبر معظم انقلاب بر تاثیر نخبگان در کشور و در شرایط فعلی تاکید نمودند، هر چه زودتر با کسب رضایت نخبگان و توجه به راه حل های موجود ضمن خاتمه دادن به شرایط دشوار اجتماعی، نسبت به رسیدگی به وضعیت سلامت روانی مردم توجه ویژه مبذول گردد.
سایت موج آزادی: مانفرد نواک گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه اعلام کرد که شکایتهای زیادی از معترضان بازداشت شده پس از انتخابات ایران در مورد آزار و اذیتشان در زندان دریافت کرده است و دست کم 300 پرونده در مورد شکنجه بازداشتشدگان ایرانی در اختیار دارد.
به گزارش «جرس» نواک که گزارشگر شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو است و پیشتر در مورد آزار و اذیت بازداشتشدگان در زندان امریکایى گوانتانامو تحقیق کرده روز پنج شنبه گفت که شکایت بازداشتشدگان پس از انتخابات ایران را از برخی از بازداشتشدگانی که آزاد شدهاند، وکلا و خانوادههای بازداشتشدگان دریافت کرده و به مقام جمهورى اسلامى نیز اطلاع داده که بیش از 300 پرونده اتهامى در خصوص شکنجه و بدرفتارى با دستگیرشدگان اعتراضات اخیر، به سازمان ملل ارایه شده است.
به گفته مانفرد نواک اغلب شکایتها از سوی بازداشتشدگان اخیر در ایران به ضرب و شتم،شوک الکتریکى و فشار جسمى و روانى با هدف گرفتن اعترافات از بازداشتشدگان مربوط است.
گزارشگر ویژه شکنجه شورای حقوق بشر سازمان ملل همچنین خبر داد که در نامهای از مقامهای ایرانی خواسته برای تحقیق در مورد این شکایتها به ایران سفر کند اما حکومت به او اجازه نداده است تا از این کشور بازدید کند و پاسخ قانعکنندهای به این نامه نداده است.
وی همچنین تاکید کرد که غیر از فعالان سیاسی و معترضان به نتایج انتخابات شماری از روزنامهنگار، وکیل، فعالان حقوق بشر نیز بازداشت شدهاند.
مانفرد نواک، گزارشگر شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره شکنجه همچنین برگزاری دادگاه بازداشت شدگان اخیر از سوی دادگاه انقلاب تهران را براساس«اعترافات اجباری» دانست، آن را «دادگاه نمایشی» نامید و تاکید کرد که دستگاه قضایی هیچ کشوری نباید «به اعترافات اجباری ناشی از شکنجه» استناد کند.
مهدی کروبی از دستور هاشمی شاهرودی برای رسیدگی به نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهریزک خبر داد وگفت : " آقای هاشمی رفسنجانی نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسئولان منعکس شود ."
*برای ارایه مستندات هیاتی مستقل و قابل اطمینان تعیین شود
* من برای نگارش این نامه به آقای هاشمی دلایل بسیاری داشتم
* بنابر نگرانی این نامه را منتشر کردم
*پس از انتشار ، نامه مورد استقبال قرار گرفت اما عده ای هم برآشفتند
* به جای فحاشی به اصل ماجرا بپردازید
* مردم حتی جرات نفس کشیدن هم ندارند
*واقعا من احساس شرم می کنم
*آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع) و دین اسلام سنخیت دارد ؟
*لاریجانی و بروجردی نگران سرنوشت خود و تحت فشار هستند
*شما نمی توانید زبان ، دست و قلم بنده را ببندید
*خانواده های شهدا را وارد دعواهای سیاسی نکنید
*هیچ رییس جمهوری نماینده خدا بر روی زمین نیست
* شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد مطابق قرائت امام نیست
روزنامه کیهان با انتقاد از مواضع اخیر عماد افروغ نوشت خاستگاه اصلی او جریان اصلاح طلبی است.
کیهان نوشت:
دهه 1360، آقای افروغ از اعضاء «دفتر سیاسی سپاه پاسداران» در شیراز به شمار می رفت و در زمره منتقدان سیاست های «میرحسین موسوی» جای داشت، اما پایان این دهه، آغاز نقل مکان او به «اردوگاه موسوم به چپ» بود. افروغ، شیفته تحلیل های «احمد اشرف» (نظریه پرداز مجله «ایران نامه» و بنیاد اشرف پهلوی» شد و به ترجمه و تبلیغ آراء سیاسی وی پرداخت، چنانچه واکنش انتقادی نشریه دفتر سیاسی سپاه را برانگیخت. در امتداد همین روند، به «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» نزدیک شد و در هفته نامه «عصر ما» آغاز به کار کرد. از رهگذر این ارتباط، سال 1372 با مدرک فوق لیسانس جامعه شناسی، به جایگاه مدیریت گروه اجتماعی «مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری» رسید! افروغ با حمایت «محمد موسوی خوئینی ها» در کنار «بهزاد نبوی»، «حسین بشیریه» و ... فعالیتش را روی پروژه اصلاحات و جامعه مدنی متمرکز ساخت و سپس، سر از روزنامه «سلام» درآورد. تا ابتدای دهه 1380 را در «اردوگاه اصلاحات» به سر برد، اما در بهمن 1382 نام «عماد افروغ» ناگهان در لیست نامزدهای اصول گرای مجلس هفتم ظاهر شد و به پارلمان راه یافت؛ در حالی که سیر گذار او از «اصلاح طلبی» به «اصول گرایی» آغشته به انواع ابهامات و اقسام سوالاتی بود که همواره بی جواب ماندند.
این روزنامه افزود:
با تشکیل دولت نهم، افروغ می پنداشت که باید او را بر صدر وزارت فرهنگ یا وزارت علوم بنشانند. وقتی «رویای وزارت» را بر باد رفته دید و هنگامی که اسمش از لیست اصول گرایان برای انتخابات مجلس هشتم خط خورد، هوس رجعت به همان «اردوگاه خودی»! را کرد؛ گرچه زمان حضورش در مجلس هفتم، به بهانه کار آکادمیک با اصلاح طلبانی مانند «هاشم آغاجری»، «حاتم قادری»، «علی محمد حاضری» و «غلامعباس توسلی» در تعامل بود. سرانجام سال 1387، افروغ با پیوستن به حامیان «میرحسین موسوی» برای سومین بار تغییر اردوگاه سیاسی اش را اعلام کرد. این دگردیسی های پیوسته، از آقای افروغ آدمی تابع «هوس رانی های سیاسی» را ساخت. آنچه ایشان به عنوان آراء علمی به خورد مخاطبان می دهد، ناشی از همان هوس رانی ها است که نمونه اش را می توان در آراء اخیر او جست.
اسفندیار رحیم مشایی تا اطلاع ثانوی نباید چهره اش از تلویزیون پخش شود.
اسفندیار رحیم مشایی، تنها فرد دردسرساز کابینه احمدی نژاد که اخیرا با حکم رهبری، از معاونت اولی احمدی نژاد برکنار شد ممنوع التصویر نیز شده است.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی سلام، مشایی که پس از حکم رهبری بلافاصله توسط احمدی نژاد حکم مسوول دفتر ریاست جمهوری برای اش زده شد اخیرا سخن از سخنگویی دولت توسط وی نیز بر زبان هاست و این درحالی است که سازمان صداوسیما طبق دستورالعملی نام مشایی را در لیست ممنوع التصویری ها گذاشته است.
رابطه نزدیک و فامیلی احمدی نژاد و مشایی موجب شده است که وی حساسیت خاصی نسبت به معاون اول ناکام دولت دهم داشته باشد اما تلوزیون تاکنون زیر بار فشارهای دولت نرفته و همچنان مشایی را در لیست بلندبالای ممنوع التصویری ها نگه داشته است.
باید منتظر بود و دید تا چه زمانی این ممنوعیت ادامه دارد و آیا پس از سخنگویی مشایی در دولت دهم این روند شکسته می شود یا خیر؟
شنیده شده که یکی از روحانیون زندانی، پس از آزادی با ارسال نامهای به رهبر نظام، فجایع روی داده در بازداشتگاه را به طور تفصیلی برای وی شرح داده است.
به گزارش موج سبز آزادی، این روحانی جانباز و معلم اخلاق که برادر یکی از شهدای سرشناس دوران انقلاب و جنگ نیز هست، در روز هفتم تیر و در نزدیکی مسجد قبا، پس از آنکه به رفتار هتاکانه و ضرب و شتم چند خانم توسط لباس شخصیها اعتراض میکند، با خشونت و ضرب و شتم توسط لباس شخصیها دستگیر و و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
این گزارش حاکی است، وی که بعد از حدود ده روز آزاد شده است، در این مدت تحت شکنجههای فجیع و آزار و اذیتهای جسمی تکاندهندهای بوده که شرح کامل ماوقع را در نامهای با ذکر جزئیات برای رهبری فرستاده و در این نامه، داستان اهانتها و برخوردهای وحشیانه و ناسزاهای رکیک و وضعیت بازداشتگاه را به تفصیل به اطلاع آقای خامنهای رسانده است.
این روحانی منتقد در نامه به رهبر خاطرنشان کرده است که در زمان آزادی نیز او را به صورت نیمه عریان و تنها با لباس زیر پایینتنه در خیابان رها میکنند. او همچنین شرحی از رفتارهای شرمآور مأموران جمهوری اسلامی را برای رهبر نظام فرستاده که ذکر جزئیات آن به دلایلی مقدور نیست.
تعطیلی دانشگاه تهران و دیگر دانشگاهها برای یک ترم تحصیلی!
بر اساس خبرهای رسیده به «موج سبز آزادی» شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی را در دستور کار دارد مبنی بر اینکه دانشگاههای کل کشور یا لااقل دانشگاه تهران برای یک ترم تحصیلی، تعطیل شوند.
یک منبع مطلع در وزارت علوم به «موج سبز آزادی» خبر داد که این طرح با هدف جلوگیری از اعتراضات دانشجویان در آغاز سال تحصیلی پیشنهاد شده و هماکنون در مرحله کارشناسی قرار دارد و از چند نهاد دولتی خواسته شده که به سرعت نظرات خود را در این باره به شورای انقلاب فرهنگی اعلام کنند.
این منبع با اشاره به شهادت چند تن از دانشجویان دانشگاه تهران در دو ماه اخیر، خبر داد که در این طرح تصریح شده اگر امکان تعطیلی همه دانشگاهها نیز فراهم نبود، دانشگاههای تهران و علوم پزشکی تهران برای یک ترم تحصیلی تعطیل شوند.
گزارش این منبع مطلع حاکی است همزمان با بررسی این طرح در شورای عالی انقلاب فرهنگی، زمینهسازی برای اعلام آن نیز در حال انجام است. یکی از محورهای آمادهسازی فضا برای این کار، مطرح کردن موضوع تعویق و سپس تعطیلی ترم اول سال تحصیلی در پیش رو، به بهانه شیوع بیماری آنفولانزای خوکی است که زمزمههای آن در وزارت علوم مطرح شده است.
محور بعدی، شایعهای است که در بین دانشجویان دانشگاه تهران پخش شده است، مبنی بر اینکه دانشجویانی که به هر دلیل امکان شرکت در امتحانات معوقه این دانشگاه را پیدا نمیکنند، امکان «حذف ترم» خواهند داشت تا بدین ترتیب ترم دوم سال تحصیلی گذشته در این دانشگاه، وضعیتی معلق پیدا کند.
سایت نوروز نوشت: طرحی به شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد شد تا میرحسین موسوی و 10 نفر دیگر از سران جبهه اصلاحات که برخی از اعضای مجمع روحانیون نیز در میان آنها هستند، بازداشت شوند، اما به دلیل عواقب شدید برای کودتاچیان با اجرای آن مخالفت شد.
این طرح که با پشتیبانی محمود احمدی نژاد و به اصرار او تهیه و به شورای عالی امنیت ملی ارائه شده بود میرحسین موسوی و 10 نفر دیگر را عاملان ادامه اعتراض ها دانسته و تاکید کرده است تا این 11 نفر بازداشت نشوند، اعتراض ها به پایان نخواهد رسید.
به گزارش خبرنگار نوروز به نقل از یک مقام آگاه، علاوه بر میرحسین موسوی از علی اکبر محتشمی پور، مهدی کروبی، محسن الویری، رضا خاتمی و یکی از فرزندان هاشمی و چند نفر دیگر در این فهرست دیده می شوند. سید محمدخاتمی در این فهرست دیده نمی شود و تهیه کنندگان طرح معتقد بودند که نام او به خاطر شهرت بین المللی عواقب وخیمی خواهد داشت. این طرح وقتی در شورای عالی امنیت ملی مطرح می شود با مخالفت تعدادی از اعضا مواجه می شود، زیرا به نظر آنان اجرای این طرح عواقب غیر قابل کنترلی خواهد داشت که اصل نظام را با خطر سقوط رو به رو خواهد کرد. این گزارش می افزاید: احمدی نژاد و تعدادی دیگر روی طرح اصرار می کنند، اما پس از این که طرح به اطلاع مقامات ارشد نظام می رسد، آن ها نیز نظر منتقدان را تایید کرده و به صورت تلویحی به این نکته تاکید می کنند که بازداشت میرحسین نظام را به سقوط می کشاند.
خبرگزاری دولتی ایرنا در خبری از قول حضرت آیتالله مصباح یزدی نقل کرده است که"اطاعت از رییسجمهور اطاعت از خداست". با فرض صحت این انتساب و با حفظ احترام مقام علمی و مذهبی این عالم معروف، نکاتی را تقدیم میکنیم:
1- اولین لازمه پذیرش اظهارات جدید حضرت آیتالله مصباح یزدی در مورد "اطاعت از رییسجمهور اطاعت از خداست" این است که خود رییسجمهور از ولیفقیه کاملا اطاعت کند. وقتی تا همین اندازه هم با مشکلاتی (!) مواجه هستیم، از آن پایینتر که جای خود دارد.
2- دومین شرط، این است که رئیسجمهور کاملا در چارچوب قانون دستور دهد؛ که در این زمینه نیز با مشکلات زیادی درگیر هستیم.
3- داستان انتقال اطاعت خداوند به ولی فقیه و ولی فقیه به رییسجمهور، آیا تا همین جا متوقف میشود یا ادامه دارد؟ آیا این پرتو نور به مراحل پایینتر مانند معاونین رییس جمهور و وزرا و پایینتر هم سرایت میکند؟ منطقاً و بر طبق این تئوری، این پرتو افکنی باید از بازوی اجرایی رهبری (تعیین رییس جمهور) تا پایین هم ادامه پیدا کند زیرا وزرا هم بازوی اجرایی رییس جمهور هستند. در این صورت مخالفت با یک وزیر و معاون وزیر هم، مخالفت با خداوند متعال تعبیر میشود.
4- نظر محترم حضرت آیتالله مصباح یزدی در خصوص دوران ریاست جمهوری آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی چه بود؟ آیا اطاعت از خاتمی و هاشمی را هم اطاعت از خداوند میدانستند. آنها هم از رهبری تنفیذ ریاست جمهوری گرفتند. تا آنجا که ما به خاطر داریم، ایشان مخالفتهای جدی نظر و عملی با ریاست جمهوری آقای خاتمی داشتند.
در مورد رییس جمهوری بعد از آقای احمدینژاد (که نمی دانیم چه کسی است) آیتالله مصباح چه اعتقادی دارند. آیا این نظریه پرتو افکنی صرفاً در زمان رییس جمهور فعلی صدق میکند؟ در این صورت تئوری مذکور فقط یک محدوده زمانی دارد.
5- این اظهارات و سخنانی که در چند هفته اخیر و پس از حوادث و تنشهای پس از انتخابات بیان شد و موضوع کهنه، مشروعیت مردمی و الهی ولی فقیه را مطرح کرد، چه مناسبت زمانی دارد؟ آیا این بیانات در مقطع کنونی که نیاز به آرامش فکری و روانی داریم و هرگونه جنجال و تشنج، بنفع تشنج آفرینان تمام میشود، چنین سخنانی صحیح است؟
امامی کاشانی تسلیم احمد جنتی و محمد یزدی نشد اختلاف بر سر تقلب انتخاباتی در میان فقها و شورای نگهبان
بدنبال خبر تبریک پیروزی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی در شب شمارش آراء" که سایت "رجانیوز" از دستش در رفت و آن را اعلام کرد، اکنون آن خبری که بصورت شنیده ها در محافل سیاسی و مطبوعاتی ایران دهان به دهان می شد، در سایت های خبری انتشار یافت. این که در جریان رسیدگی به پرونده انتخابات اخیر در شورای نگبهان، دراین شورا اختلاف نظر وجود داشته و بخشی از تعلل این شورا برای تائید نظر رهبر جمهوری اسلامی و آن یک هفته مهلتی که توسط وی تمدید شد، همگی ناشی از این اختلاف بوده است. در همان هفته تمدید مهلت نیز این شورا نتوانست به اتفاق آراء نتیجه انتخابات را تائید کند و به همین دلیل جلسه شورای نگهبان درحضور علی خامنه ای تشکیل شد. دراین جلسه، پس از همه بحث ها، یکی از اعضای شورای نگهبان اعلام داشت که حاضر نیست این تقلب را تائید کند و آخرت خود را به این دنیا بفروشد.
از سوی دیگر در همان دوران فاصله نماز جمعه پس از انتخابات رهبر و اعلام تمدید مهلت یک هفته ای شورای نگهبان، پیک نت با انتشار برخی شنیده ها اعلام کرد که آیت الله امامی کاشانی که در چند دوره عضو شورای نگهبان بوده و اکنون عضو مجلس خبرگان و یکی از 4 امام جمعه موقت تهران است حاضر به تائید نتیجه انتخابات نیست و "اما و اگر" های بسیاری دارد.
حضور امامی کاشانی در آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی و سکوتی که هفته گذشته صدا و سیما و مطبوعات دولتی در باره نماز جمعه امامی کاشانی و خطبه های او کردند نیز نشان داد که آن اخبار مربوط به اختلاف ها واقعیت بوده است.
حامیان دولت برای ممانعت از قرائت گزارش کمیته حقیقتیاب مجلس در صحن علنی و حتی غیرعلنی مجلس تلاش میکنند. اگرچه این کمیته 7 نفره که به دستور علی لاریجانی برای روشن شدن حقیقت بروز ناآرامیهای پس از انتخابات و شناسایی مسببان آن تشکیل و اقدام به فعالیت کرده است اما حامیان احمدینژاد در مجلس به دلایل ناگفتهای خواستار عدم ارائه دستاوردهای تحقیق و تفحصهای این هیات به مجلس شدهاند. قریب به دو هفته است که کمیته حقیقتیاب مجلس دومین گزارش خود را از ناآرامیهای پس از انتخابات به ویژه حوادث کوی دانشگاه، مجتمع سبحان و وضعیت بازداشت شدگان اخیر مهیا کرده و در صدد قرائت آن در صحن علنی است باتوجه به وقفهای که در ارائه گزارش کمیته به نظر میرسد دستهایی در کار است که به هر طریق هم که شده مانع از انتشار رسمی و حتی غیر رسمی پشتپردههای حوادث اخیر شوند. تعویق در دستور کار قرار گرفتن قرائت گزارش کمیته حقیقت یاب اعتراض جمعی از اعضای این کمیته را در پی داشته است اگرچه اعضای این کمیته رسما درباره لابیهای حامیان احمدینژاد در مجلس اظهار نظر نمیکنند و در گفتوگوهای غیر رسمی شان از تهدیدهای برخی صاحبان قدرت مجلس نام میبرند که با تهدیدهای اعضای کمیته مانع از انتشار دستاوردهای تحقیق و تفحصهای چهار هفتهای کمیته مذکور از حوادث اخیر میشوند. هرچند که اعضای کمیته مستقیما از افرادی که برای جلوگیری از قرائت گزارش مذکور رایزنی میکنند نامی به میان نمیآورند اما....
پس از آنکه رییس مجلس از تریبون علنی از مهدی کروبی خواست تا اگر مستندی دارد، آنرا به او یا کمیته ویژه ارائه دهد؛ محمدرضا خباز عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به دیدار لاریجانی رفت و به او گفت که در صورت تشکیل جلسهای غیرعلنی و غیررسمی در مجلس، میتوانند تمامی کسانی که این گزارشات را به کروبی دادهاند به مجلس دعوت کنند تا در محضر نمایندگان از رفتارهایی که با آنها شده است، سخن بگویند. وی که این پیشنهادات را به استناد حضور شهرداران بازداشتی در جلسهای غیرعلنی و غیررسمی در مجلس پنجم مطرح کرده بود، گفت: در آن زمان اخبار متفاوتی نسبت به بدرفتاری با این شهرداران در زندان مطرح میشد که با حضورشان در مجلس به طرح آن پرداخته و نمایندگان در جریان چند و چون آن قرار گرفتند و معلوم شد که همه آن اخبار شایعه نبوده است. اما رییس مجلس ترجیح دادند تا بازداشت شدگان مورد آزار واقع شده، در جلسهای خصوصی با ایشان به طرح آنچه به سرشان آمده است، بپردازند و پس از آن اگر لازم شد، در جلسهای غیرعلنی و غیررسمی این موارد مجدداً برای تمامی نمایندگان بازگو شود. وی در پاسخ به اینکه آیا کروبی نیز شخصاً با لاریجانی در اینباره دیدار خواهد کرد یا نه؟ گفت: ایشان در حال حاضر در سفر هستند اما در تماسی با ایشان، به بنده گفتند که حاضرند با آقای لاریجانی در اینباره دیداری داشته باشند اما هنوز زمان آن تعیین نشده است.
مدیران شاخص گذشته و حال نظام در 30 سال گذشته در بیانیه مهمی نسبت به شرایط فعلی کشور هشدار داده و خواستار توجه به نظرات آیت الله هاشمی رفسنجانی، خاتمی، میرحسین و مهدی کروبی به عنوان حاصل مدیریت عالی نظام شدهاند. در ابتدای این بیانیه که امضای وزرا، معاونان، استانداران، فرمانداران، روسا و استادان شاخص دانشگاه ها در دولت های اصلاحات، سازندگی، دوران دفاع مقدس و نمایندگان ادوار مجلس در پای آن به چشم می خورد، آمده است. متن کامل این نامه که در روزنامه اعتماد پنجشنبه بیست و دوم مردادماه منتشر شده به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات دور دهم ریاست جمهوری ایران صحنهیی بینظیر از نشاط ملی، امید به آینده، اعتماد به نفس و انسجام اجتماعی آفرید. با تلاش همه خیرخواهان کشور به ویژه نخبگان و اصلاح طلبان همه ملت آمدند تا پیوندی از نسلهای دیروز و امروز در پای صندوقهای رای نمایش داده شده و وصیت و میراث سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) را که میزان، رای ملت است بار دیگر پاس دارند و از حق حاکمیت خود بر سرنوشت و رقابتی قانونمند و مدنی در چارچوب قانون اساسی دفاع کنند.امضا کنندگان افزودند؛ در جریان انتخابات و نیز پس از آن متاسفانه شرایطی پیش آمد که از هر نظر با این زمینه و باور متفاوت بود و مردم با نتیجهیی رو به رو شدند که در باور آنها نشست و وجدان عمومی نتوانست نسبت به آنچه اعلام شد، قانع شود. از اولین روز پس از انتخابات فضای رسانه یی و اطلاع رسانی کشور به نفع یک جریان سیاسی خاص محدود و وابسته شد، فعالان شناخته شده سیاسی به وضع و صورتی بیسابقه دستگیر شدند، رسانه به اصطلاح ملی تبلیغاتی وسیع و پردامنه علیه نامزدها و جریانهای انتخاباتی رقیب دولت را سازمان داد و هرگونه امکان قانونی برابر برای معترضان به نحوه برگزاری و نتایج انتخابات در هر زمینهیی عملاً سلب شد.آنها با اشاره به اعتراضات مردم آوردهاند؛ مردم در برابر درخواست روشن و ساده خود آن هم از طریق راهپیمایی مسالمت آمیز میلیونی و سکوت اعتراض آمیز مدنی به مهندسی (مدیریت) انتخابات متاسفانه با پاسخ ضرب و جرح و حبس بی سابقه یی مواجه شدند. مدیران ارشد دولتهای گذشته و نمایندگان مجلس افزودند؛ ما که افتخار آن را داشتهایم که بخش عمده عمر خویش را با حضور در صحنههای مختلف انقلاب اسلامی سپری کنیم و توان اندک خود را در مقاطع و مراحل مختلف 30ساله اخیر در خدمت به تثبیت و شکوفایی نظام قرار دهیم، اکنون وظیفه خود می دانیم که با استمداد از همه دلسوزان کشور از مقام رهبری و مراجع عظام و علما و روشنفکران تا همه نهادها و مسوولان موثر بخواهیم که برای خروج کشور از شرایط فعلی چارههایی عاجل به کار گیرند.این بیانیه میافزاید؛ نمیتوان از کنار نگرانیهای جدی و عمیق فعالان انقلاب و دست اندر کاران این نظام در طول سه دهه اخیر به آسانی گذشت و هر راه حل و پیشنهاد دلسوزانهیی را برای خروج از بحران، قربانی سناریوهای امنیتی و خطی و مشابهتسازیهای نابجای تاریخی در فضای جانبدارانه رسانهیی کرد. امروز برجستهترین علما، روشنفکران و دانشمندان جامعه و با تجربهترین و آگاهترین مقامات اجرایی و تقنینی کشور نگران وضعیت کنونیاند. مردم در برابر خواستههای مدنی خود در انتخابات و برخوردهای خشن پس از آن با فرزندان خود و دلسوزان انقلاب پرسش های اساسی دارند. پاسخ به این پرسش ها با تلاش برای به زور قرار دادن همه وقایع و حقایق دور و نزدیک سیاسی در قالب مدعای مدیریت کنندگان وضعیت فعلی به دست نمیآید. اقدام همهجانبه و فوری برای جلب اعتماد عمومی و ترمیم شکافهای سیاسی و اجتماعی پیش آمده ضروری است.امضاکنندگان در خاتمه درخواستهایی را مطرح کردهاند؛ «نظرهای انتقادی و راهحلهای اصلاحی مراجع عظام، استادان دانشگاهها و نخبگان کشور همچنین آقایان هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را باید به عنوان حاصل مدیریت عالی نظام در قوه مجریه و مقننه تا پیش از دولت نهم جدی، همه جانبه و دلسوزانه برای کشور و نظام قلمداد کرد. باید باور کنیم که به کمک همین تجربهها و آگاهیها باید راهی برای خروج از این بحران پیدا کرد. اصرار بر حذف بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب و اصلاح طلبان در قالب دستگیریهای وسیع و محاکمههای ناموجه و نادیده گرفتن خواستهها و اعتراضهای بخش عمدهیی از جامعه به نتایج انتخابات و نیز بیتوجهی به پدیدههای شومی مانند پدیده کهریزک که زشتی آن در عرصه ملی و بین المللی بر کسی پوشیده نیست، دامنههای این بحران را روز به روز شدیدتر و سرمایههای اجتماعی نظام را تخریب میکند. حداقلهایی برای خروج از این وضعیت بحرانی و نگران کننده میتواند اعتنا به همان پیشنهادهایی باشد که طی هفتههای اخیر از سوی بزرگان و دلسوزان این کشور اعلام شده است.» امضاکنندگان: آخوندی (دکتر محمدصادق)، آرانی (مهندس علی)، آرمین (محسن)، آزاد ارمکی (دکتر تقی)، آستانه (محمود)، آشفته یزدی (دکتر کاظم)، آشوری، آقامیری (محمدعلی)، آقایی پور، ابتکار (دکتر معصومه)، ابراهیمبای سلامی، ابری نیا (دکتر کارن)، احمدی (علی اصغر)، احمدی نژاد (دکتر زهرا)، احمدیان (دکتر)، اسلامی (دکتر جعفر)، اسلامی (دکتر محمد)، اسماعیلی (مهندس محمد)، اعلانیان (دکتر مهدی)، افشار (دکتر حسین)، افشار (دکتر محمدهادی)، افشانی، افقه (مرتضی)، افقهی، الویری (مهندس مرتضی)، امامی (دکتر سیدجواد)، امامی (عبدالحمید)، امانی (شهربانو)، امینی (حسین)، انصاری (دکتر غلامرضا)، انصاری راد (حسین)، انصاری لاری (محمدابراهیم)، انصاری (جمشید)، اولیاء (علی اکبر)، باقری (علی)، باقریان نژاد، بخشنده (دکتر مهدی)، برخورداری (دکتر محمدعلی)، بروجردی (اشرف)، بقایی (دکتر فرشته)، بهرام (دکتر عباس)، بهزادیان (محمدرضا)، بیات (دکتر محمد)، پاینده (علی)، پشتان (دکتر جواد)، پنجه فولاد گران (محمدعلی)، پورسید آقایی، پورشریفی (دکتر حمید)، پورهاشمی (دکتر سیدجلال)، تابش (دکتر مسعود)، تابش (وفا)، تاج الدین (عبدالرحمن)، تاجیک اسماعیلی (دکتر عزیز الله)، تبادار (اسماعیل)، تحققی (مهدی)، ترک نژاد (احمد)، ترکاشوند (محسن)، ترکان (اکبر)، ترکان (مهندس اکبر)، تقوائیان (عزت الله)، تکفلی، توفیقی (دکتر محمدعلی)، جابریان (علی)، جلالی زاده (دکتر جلال)، جلالیان (دکتر علیرضا)، جلایی پور (دکتر حمیدرضا)، چراغعلی، چینی پرداز (رحیم)، حاجعلی فرد، حاجی (مرتضی)، حاجی میر آقا (دکتر حبیب)، حاضری (دکتر علی محمد)، حجتی (محمود)، حسین زاده (علی حسین)، حسین نیا کجیدی (محمد)، حسینی (دکتر سیدمحمود)، حسینی (سیداحمد)، حسینی (سیدمحمود)، حسینی (سیدصفدر)، حق شناس (ناصر)، حقیقت (مرتضی)، حناچی (دکتر پیروز)، حیدری (دکتر غلامرضا)، حیدری (علی)، خاتمی (سیدمحمد رضا)، خانزادی (دکتر مصطفی)، خانیکی (هادی)، خاوندی (دکتر علیرضا)، خرم (دکتر اسماعیل)، خرم (مهندس احمد)، خوانساری (مهندس مسعود)، خیرآبادی (دکتر مرتضی)، دادخواه (حسن)، دبیری (مهندس)، دنیامالی (معاون قالیباف)، دوزدوزانی (عباس)، دولتشاهی (دکتر محرم)، رازانی (دکتر اسد الله)، راستی (اسحاق)، راکعی (دکتر فاطمه)، رحمانی (علی اکبر)، رزمی (دکتر سیدحسن)، رسولی (حسن)، رسولی پور (دکتر رسول)، رسومی (عبدالرضا)، رضایی (دکتر علیگ)، رضایی بابادی (ابراهیم)، رضوی یزدی (حجت الاسلام محمد)، رعایایی (محمد)، رکن (دکتر امیررضا)، روح اللهی (دکتر محمدرضا)، زارع (ایرج)، زاهدی (عبدالمحمد)، زبردست (علی اصغر)، زحمتکش (علی اکبر)، زمانی قمی (محمود)، سازگارنژاد (امین)، سازگارنژاد (جلیل)، ساعدی (علی)، ساعی (دکتر علی)، سبحان اللهی (محمدعلی)، سراج (دکتر بهمن)، سراج زاده (دکتر سیدحسین)، سرمدی زاده (ابوالقاسم)، سعادت (قربانعلی)، سعیدنژاد (محمد)، سعیدی (لطف الله)، سفید (غلامعلی)، سلامتی (مهندس محمد)، سلامی (عبدالله)، سلطانی (دکتر ناصر)، سلطانی فر (مسعود)، سوداگر (دکتر احمد)، سیادت (عطاءالله)، سینکی (حسن)، شاه اویسی (حسین)، شدیدزاده (جاسم)، شریعتی دهاقانی (محمد)، شریف زادگان (دکتر محمدحسین)، شریفی (مجید)، شکوری راد (دکتر علی)، شکیبی، شورانگیز (کریم)، شهرابی (دکتر مهدی)، شیخ رضایی (دکتر محمدسعید)، شیرزاد (دکتر احمد)، صالح آبادی (علی)... صالح جلالی (رضا) صالحی (دکتر محمدتقی)، صالحی (مهندس عبدالرحیم)، صحرائیان (غلامرضا)، صدیقی (دکتر مجتبی)، صفایی مقدم (مسعود)، صفایی (ذبیح الله)، صفایی (مقدم دکتر مسعود)، صوفی (علی)، ضیایی (دکتر وحید)، طالبی (عبدالله)، طالقان نژاد (محمد)، طاهری (حسن)، طهائی (حمید)، ظفرزاده، ظفرقندی (دکتر محمدرضا)، عابدی (دکتر مهرداد)، عدالت (دکتر حمیده)، عرب خابوری (دکتر داود)، عشقیار (دکتر نصرت الله)، عظیمی (مهندس احمد)، عمودی (قاسم)، غرقی امینی، غلامی (دکتر احمد)، غیاثی (محمد)، فائقی (سعید)، فتحی (دکتر سیدحمید)، فراهانی (دکتر محمدنقی)، فرهنگی (دکتر حسن)، فریدونی، فلاحی نژاد (دکتر مسعود)، فهیمی پور (مهندس مهدی)، فیوضات (دکتر ابراهیم)، قائم پناه، قانعی راد (دکتر محمدامین)، قبادیان (برات)، قدیانی (مهندس ابوالفضل)، قربانی (دکتر ایاز)، قمیشی (دکتر مهدی)، قنبری (دکتر علی)، قوامی (سیدناصر)، کاسنی (دکتر امیر)، کاظمی (دکتر عباس)، کبیری (احمد)، کثیری (دکتر نورالله)، کردوانی (روزبه)، کریمی (محمدعلی)، کسایی (دکتر احمد)، کشاورزیان (داود)، کلانتری (حمید)، کلانتری (دکتر عیسی)، کوچک زاده (دکتر لیلی)، کولائی (دکتر الهه)، کهزادی (پروین)، کیانوش راد (دکتر محمد)، کیانی (مهدی)، گرامی پناه (دکتر فریده)، لدنی (مسعود)، مبلغ (سیدمرتضی)، مجتهد سلیمانی (دکتر ابوالحسن)، محجوب (دکتر فاطمه)، محجوب (دکتر محمد)، محمدشهری (دکتر علیرضا)، محمدزاده (یحیی)، محمدی (دکتر تورج)، مدرس (حمید)، مدرسی (سیداحمد)، مرادی (دکتر علیرضا، تربیت معلم)، مرادی (دکتر مجید)، مزارچی (سیدمحمود)، مزروعی (رجبعلی)، مسجدجامعی (احمد)، مصوری منش (اکرم)، مطهری (دکتر پوریا)، مظفری نژاد (حسین)، معتمدی (دکتر سیداحمد)، معیدفر (دکتر سعید)، معین (دکتر مصطفی)، معین (مهندس فتح الله)، مفتخری (دکتر حسین)، مقیمی (محمدحسین)، ممویی (مرتضی)، ممویی (دکتر مرتضی)، منائی (جواد) منش (دکتر سیدعلی اصغر)، موسایی (مهندس منوچهر)، موسوی (دکتر سیدیعقوب)، موسوی (سیدجابر)، موسوی (سیدجعفر)، موسوی (میرطاهر)، موسوی لاری (سیدعبدالواحد)، مهرفرد (مسعود)، مهیمنی (محمدهاشم)، میدری (دکتر احمد)، میرسلیم (دکتر مجتبی)، میرقاسمی (دکتر اصغر)، میرلوحی (سیدعلی اکبر)، میلی منفرد (دکتر جعفر)، ناصری طاهری (دکتر عبدالله)، نبیونی (دکتر محمد)، نجفی (دکتر محمدعلی)، نعیمی پور (محمد)، نکوئی (سیدعلی)، نوروززاده (رضا)، واجدسمیعی (دکتر هاشم)، هاتفی (غلامرضا)، هاشم زایی، هاشمی (فائزه)، هدایتی (دکتر سیدهاشم)، یزدانفر (دکتر عباس) و یزدانفر (عباس).
در حالیکه کودتاگران زمزمه بازداشت سران جنبش سبز را چند روزیست آغازیدهاند، فرزند یونسی در وبلاگ شخصی خود نسبت به عواقب وخیم برخورد با سران جنبش سبز هشدار داد و آن را بازی با آتش توصیف کرد. متن کامل یادداشت کوتاه حسن یونسی به شرح زیر است:
در این روزها جریان برخورد با جنبش سبز با تهدید رهبران جنبش ممکن است وارد مرحله جدیدی شود. این پروژه با جنگ رسانهای از سوی کیهان و رسانههای وابسته به آن آغاز و از سوی برخی نمایندگان مجلس و فرماندهان نظامی کلید خورده و در آخرین موضعگیری کیهان به صراحت خواستار محاکمه کروبی شده است و اخبار جسته گریخته این احتمال را تقویت میکند که جریان حاکم در صدد برخورد جدی با رهبران جنبش باشد.
اگرچه عقلای احتمالی این جریان به خوبی میدانند که چنین حرکاتی بازی با آتش است اما لازم است به اشکال مختلف به تصمیمگیرندگان در این مجموعه نشان داد که اینجا خط قرمز ماست و در صورتیکه چنین خبطی صورت گیرد تبعات احتمالی آن گریبانشان را خواهد گرفت. این گوی و این میدان!
یک روز پس از دروغ رجانیوز در باب ترور شهید آیت و ارتباط آن با میرحسین موسوی، روزنامه اصولگرای جمهوری اسلامی در واکنشی تند، این ادعا را کذب محض و این دروغ پراکنیها را سراسر غیراخلاقی دانست.
جمهوری اسلامی نوشت:«جدالهای سیاسی بعد از انتخابات این روزها به تحریف تاریخ منجر شده و متاسفانه بعضی رسانهها اقدام به انتشار مطالب نادرست برای ضربه زدن به رقیب کردهاند.
یکی از این خبرها اینست که روزی که دکتر آیت به قصد سخنرانی علیه وزیرخارجه شدن میرحسین موسوی از خانه خارج میشد مورد سوقصد قرار گرفت و به شهادت رسید و نتوانست به مجلس برسد و مانع وزیر خارجه شدن موسوی شود. مراجعه به آرشیو مطبوعات دروغ بودن این خبر را کاملا روشن میکند زیرا تاریخ رای اعتماد آقای موسوی از مجلس برای وزارت خارجه 14 تیرماه 1360 بوده و تاریخ ترور دکتر حسن آیت 14 مرداد ماه همان سال یعنی یکماه بعد از رایگیری.
جالب است که در جلسهای که وزیر خارجه شدن میرحسین موسوی بررسی میشد دکتر آیت حضور داشت و در مخالفت با آقای موسوی نیز سخنرانی کرد. توصیه ما به همکاران جوان مطبوعاتی مان اینست که برای کوبیدن رقیب به تحریف تاریخ متوسل نشوند.»
اعتماد ملی: علی لاریجانی مصادیق نامه کروبی به هاشمیرفسنجانی درباره برخوردهای زننده با بازداشتشدگان ناآرامیهای اخیر را تکذیب کرد. لاریجانی در حالی با استناد به گزارش کمیته ویژه رسیدگی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر مجلس مصادیق نامه کروبی را رد کرد که کمتر از 48 ساعت از ارجاع این نامه به کمیته مذکور سپری میشود. یکشنبه پیش بود که در پی تشدید نگرانیها در باره وضعیت بازداشت شدگان نا آرامیهای اخیر کروبی نامه محرمانهاش بههاشمیرفسنجانی که با هدف بررسی صحت و سقم شایعات مطرح شده در باره تجاوز جنسی به بازداشت شدگان اخیر را منتشر کرد و فردای آن علی لاریجانی خبر داد که مجلس این اخبار را بررسی خواهد کرد اما هنوز 48 ساعت از دستور رئیس مجلس به کمیته ویژه رسیدگی به بازداشت شدگان سپری نشده بود که وی در نطق پیش از دستورش در جلسه علنی دیروز مجلس خبرداد که در بازداشتگاه کهریزک و اوین آزار و تجاوز جنسی مشاهده نشده است. لاریجانی در توضیح این ادعایش از تریبون رسمی بهارستان چنین گفت: چند روز پیش نامهای از حجت الاسلام کروبی خطاب به آیتاللههاشمی رفسنجانی در رسانهها منتشر شد که هرچند در فضای افکار عمومی تکان دهنده بود و فورا دراکثر رسانههای خارجی به آن پرداخته شد اما از منظر کار کمیته بررسی کننده مجلس از قبل مورد توجه قرار گرفته بود چرا که در چند سایت به آن اشاره شده بود. نماینده قم ادامه داد:به دنبال نامه جناب آقای کروبی ماهم از کمیته مجلس در خواست کردیم نتیجه بررسی خود را ارائه کنند که در نتیجه آن آمده است: در بررسیهای دقیق و جامع انجام شده درباره بازداشت شدگان کهریزک و اوین هیچگونه موردی که مبتنی بر آزار و تجاوز جنسی باشد، مشاهده نشده است. وی گفت: در گزارش کمیته مجلس بیان شده است در صوتی که جناب کروبی، شواهد و مستنداتی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی در اختیار دارند به رئیس مجلس اطلاع دهند تا به طور جدی پیگیری شود. لاریجانی افزود: لازم به ذکر است اینجانب از طریق دیگری نیز این موضوع را به دلیل اهمیت آن پیگیری کردم و نتیجه همان است که در گزارش کمیته ویژه مجلس آمده است. وی گفت: ملاحظه میکنید که موضوع آزار جنسی بازداشت شدگان کذب است و امری که مبنای واقعی نداشت چه سر و صدایی به راه انداخت. وی با بیان اینکه موضوع همچنان در حال رسیدگی است تصریح کرد: البته در ماجرای پس از انتخابات اشتباهاتی در بازداشتگاه کهریزک رخ داد که با پیگیریهای انجام شده و دستورات رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، با متخلفان برخورد شده است اما هرگز تخلفات از این جنس نبودهاند. حمله کوچک زاده به کروبی نطق لاریجانی در رد نگرانی کروبی از شایعات مطرح شده درباره روند برخورد بازداشت شدگان اخیر کافی بود تا برخی از حامیان تندرو احمدینژاد در مجلس در ادامه روندی که برخی سایتها و روزنامههای حامی دولت در تخریب شخصیتهای نظام در پیش گرفتهاند با چشم بستن بر سابقه انقلابی و حداقل ریاست کروبی بر مجلس شورای اسلامی به شیخ اصلاحات حمله کنند و او را آماج نقدهای تند و ناپختهاش قرار دهند چنانچه حسین شریعتمداری مدیر مسوول کیهان ساعاتی قبل از وی دین خود را در این میان به جریان متبوعش ادا کرده بود. شریعتمداری در یادداشت دیروزش در کیهان با اشاره به اعترافات برخی از سران اصلاحات در دادگاه، آورده بود:... مثل روز برایمان روشن است! که در اولین موضع گیریهای علنی خط نفاق و وقاحت و امپراتوری خبری به نمایندگی سردمداران جنایتپیشهشان (حداقل برای جلوگیری از بیداری بازیخوردگان سادهاندیش تا حفظ آن دسته از شعبان بیمخهای کاسه از آش داغتر! جهت اجرایی نمودن ترفندهای شیطان صفتانه و مزورانه آیندهشان)، همانا با توسل به روشهای قدیمی و زیرخاکیشان از جمله اهدای القاب و انگهایی چون بریدهها! ، خائنها، مزدوران نفوذی از جانب رژیم! ترسوها، تطمیعشدگان به مال و منال و پست و مقام، نداشتن وجاهت قانونی اظهارات از روی ترس اعتراف کنندگان و... را شاهد خواهیم بود. در پی این یادداشت شریعتمداری بود که کوچک زاده نیز در پایان نطق لاریجانی از موضع قدرت بهتخریب کروبی بر آمد و گفت:کسی که رفقای خودش هم قبولش ندارند آیا باید وقتی نامهای مینویسد شما آن را در مجلس مطرح کنید؟ کوچکزاده با بیان اینکه اینها وارونه کاریمیکنند که جای قاضی و متهم عوض شده است تصریح کرد: آیا اینها شخصیتهای ارزندهای هستند؟ اینهایی که سر و سری با آقای شهرام جزایری داشتهاند؟ در این هنگام مصطفی ذوالقدر نماینده بندرعباس در واکنش به تذکر کوچکزاده فریاد زد که کوچک زاده خطاب به وی گفت: بنشین سرجایت آقا و صحبت نکن. نماینده تهران در ادامه تذکر خود گفت: من خواهش میکنم شما به کسانی که حتی دوستانشان هم به آنها توجه نمیکند بها ندهید. لاریجانی رئیس مجلس در پاسخ به تذکر وی گفت: آقای کوچک زاده فکر میکنم افکار عمومی در مجلس اقتضا میکند که با ادب و متانت نسبت به همه افراد و شخصیتها صحبت شود و ثانیا اگر شخصی مطلبی مطرح کرد نباید نسبت به آن موضع گرفته شود. وی افزود: مطالب بررسی شد و نتیجه آن گزارش شد اگر حاشیهای دارید آن را به متن مجلس نکشانید. کوچکزادهها به بزرگزادگان توهین نکنند در این هنگام محمدرضا خباز نماینده کاشمر و عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی برای دفاع کروبی در خواست تذکر کرد و گفت: به استناد فرمایشات مقام معظم رهبری همه ما ماموریم کشور را به سمت آرامش ببریم بنابراین تذکر آقای کوچکزاده به نظر بنده خارج از روال است چون ما وارد دستور شدیم و تقاضا میکنم برای اینکه تشنج بر مجلس حاکم نشود شما از اینگونه مسائل جلوگیری کنید والا ما هم مجبوریم به مقابله بپردازیم. نماینده کاشمر با بیان اینکه از قدیم گفتهاند به محبوب کسی توهین نکن که به محبوبت توهین خواهند کرد، گفت: من هم میتوانم حرفهایی بزنم، خواهش میکنم افراد کوچک زاده نسبت به بزرگزادگان اظهارنظر نکنند. به دنبال این سخنان خباز جمعی از اصولگرایان گرد او جمع شدند و با او به روبوسی پرداختند و از اظهارات کوچک زاده ابراز تاسف کردند. این سخنان خباز فریادهای قاسم محمدی را به همراه داشت و باعث عصبانی شدن کوچک زاده شد. زیرا کوچکزاده اعتقاد داشت که به او توهین شده است ولی لاریجانی خطاب به او گفت: آقای کوچک زاده با شما شوخی کردند توهین نبود، بلکه مزاح بود. البته واکنشها به نامه کروبی،نطق لاریجانی، تنش خباز و کوچک زاده به صحن علنی محدود نشده و به راهروهای پارلمان و مصاحبههای نمایندگان با خبرنگاران سرایت کرد. در این میان برخی از نمایندگان چون قدرتالله علیخانی از موضع لاریجانی تقدیر کردند و برخی دیگر چون ابراهیم نکونام همگام با کوچک زاده به تهدید کروبی کمر بستند و اعلام کردند که اگر مصادیق نامه کروبی صحت نداشته باشد باید او را محاکمه کرد. آنچه در این میان حائز اهمیت است اینکه گزارشی که رئیس مجلس درباره نامه کروبی به هاشمی داد حداقل به دو دلیل از اعتبار بالایی برخوردار نیست اول اینکه لاریجانی هرچند براساس پیگیریهای مجلس شایعه آزار جنسی در بازداشتگاه کهریزک و اوین را رد کرد اما بهواسطه تکذیب مصادیق نگرانی کروبی پس از 48 ساعت از انتشار نامه درحالی که تعداد بازداشت شدگان اخیر بنا به گفته مسوولان 4 هزار نفر بوده کمی عجولانه یا مصلحتی جلوه میکند و دومین دلیل برای کاهش اعتبار موضع گیری مجلس در این باره نیز این است که گزارش مجلس گزارش کاملی نیست چرا که رئیس مجلس بررسیهای کمیته ویژه را به بازداشتگاههای اوین وکهریزک محدود کرد این در حالی است که اعضای کمیته ویژه سخن از تعدد بازداشتگاهها میکنند. موید این امر هم تلاش آنها برای فراهم شدن امکان بازدید از بازداشتگاههای پاسارگاد،شاپور و عشرتآباد است
روز دوشنبه به دیدن ابراهیم گلستان رفتیم. تا سخنی تازه بشنوم. این حکمت از امیرمومنان است که جان انسان هم گاه همانند تن او آزرده و دلگیر میشود و در جستوجوی سخنی تازه بر میآید. وقتی ابطحی و عطریانفر را با آن شمایل در دادگاه دیدم و به سخن آنان گوش کردم، در پس کلمات رنجی سنگین نهفته بود. حتی هنگامی که عطریانفر با همان هوشمندی همیشگیاش با هر دو دست به زمین اوین اشاره کرد و گفت: اگر فلانی هم در اینجا بود همین حرفها را میزد...
اما تمام آزردگیام از سخنان و چهره تکیده ابطحی نبود. از نگاه خاموش بهزاد نبوی هم بود که خاموش و آرام نگاه میکرد. چند ردیف از پس او، رمضانزاده، گویی از زیر آوار بیرون آمده بود. این چهرهها نقش نگاه و ذهنم شده بود. تداعی یادها و خاطرهها... آیا چنین رفتاری با کسانی که سالهای سال به نظام و انقلاب و کشور و ملت خدمت کردهاند، شایسته است؟ نشانه اقتدار نظام است؟ باران نرم میبارید و چشم و گوشم به صدا و سیمای راهنما بود. خرد منفصلی که روی شیشه اتومبیل نصب شده و راه را نشان میدهد. در ذهنم بیتی از متنبی را زمزمه میکردم: ان کان قد ملکت قلوب فانه ملک الزمان بلیله و نهاره اگر بتواند بر دلها حکومت کند. بر زمان حکم خواهد راند. با خودم میگویم به تعبیر بهنود دارم به خلوت خروس میروم تا بارقهای از نگاهش را شکار کنم و جرعهای از زلال واژههایش. این بار خلاف دفعات پیشین که با قطار رفته بودم و همیشه راننده تاکسی خانه گلستان را گم میکرد، راهنما درست ما را تا جلوی خانهاش آورد. باران نرم میبارید. درخشش آرام باران ابریشمین. گلستان توی در ایستاده بود. صدای گرم و بازمانده لهجه شیرازی و تبسم... چنان که انتظار میرفت سخن به حال و روز ایران و ملت و حکومت ایران کشیده شد. تلویزیون هم تصاویری از ایران را نشان میداد. الجزیره انگلیسی... گلستان با تانی و اندوه گفت: «چرا اشتباهات تکرار میشود؟» این جمله خاطرهای را در ذهنم بیدار کرد. در همان سالهای نخست مجلس اول آقایهاشمی رفسنجانی به مهندس بازرگان گفته بود: ما اشتباه شاه را تکرار نمیکنیم. اگر میخواهیم آن اشتباه تکرار نشود، ببینیم دست چه کسانی را روی مردم بلند کردهایم. رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد ماه با سوز و درد فرمودند: نیمه شب به خوابگاه دانشجویان حمله میکنند. دانشجویانی که در تظاهرات هم نبودهاند. شعار حمایت از رهبری میدهند و دانشجویان را مضروب میکنند. دل انسان از این حوادث خون میشود. پرسش مهمی که بر جای میماند، آن کسانی که حمله کردند و شعار دادند و وسایل دانشجویان و در و پنجره اتاقشان را شکستند، چه کسانی بودند؟ دانشجویانی که در همان حمله کشته شدند، چه کسی مسوول قتل آنان است؟ این لباس شخصیها که هم به خوابگاه حمله کردند و هم در تظاهرات به سوی مردم شلیک کردند و هم در کهریزک جوانان مردم را کشتند، هم روح جوانان را کشتند و هم جسم آنها را؛ چه کسانی بودند؟ آیا چنین رفتاری بر اقتدار نظام میافزاید؟ خیرخواه نظام و انقلاب و ملک و ملت کروبی است که با شنیدن آنچه که شرم، نفس کشیدن را هم بر انسان سخت میکند، به فغان میآید و نامه برای رئیس خبرگان مینویسد. وقتی پاسخی دریافت نمیکند، نامه را منتشر میکند،تا مردم و جوانان بدانند در برابر تجاوز به حقوق آنان صدایی به گوش میرسد؟ یا خیرخواه همانانی هستند که جوانان را زیر لگد کشتند؟ و شعار دفاع از نظام و رهبری دادند و گفتند دارند با عناصر کودتای مخملی مبارزه میکنند. آقای احمد توکلی نماینده تهران تمام سخن را در نطق پیش از دستور روز سه شنبه بیان کرد: من عرض میکنم که ما چه بخواهیم چه نخواهیم؛ چه دشمن ما فعال باشد که هست، و چه نباشد، اگر ظلم کنیم خودمان با دست خودمان نظام را از بین میبریم. امیرالمومنین علی (ع) در نامه به مالک اشتر فرموده: «انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصه اهلک و من لک فیه هوی من رعیته» تویِ حاکم باید نسبت به حقوق الهی و حقوق مردم انصاف داشته باشی و در برابر تمنیات نفسانی خودت و اطرافیان خاصت و تمنیات افرادی از مردم که به آنان تعلق خاطر داری، میخواهد جناحتان یا حزبتان باشد، مقاومت کنی و حق مردم و خدا را رعایت کنی و اگر این کار را نکنی بدان که خدا با تو دشمنی میکند و اگر حکومت دست به ظلم بزند امیرالمومنین میفرمایند که هیچ چیز به اندازه ظلم زودتر حکومت را ساقط نمیکند. همه از ظلم بپرهیزیم و به حقوق ملت و خدا احترام بگذاریم
اسفندیار رحیممشایی: احمدینژاد فقط 4 میلیون رای دارد
گروه سیاسی: اسفندیار رحیممشایی، رئیس دفتر محمود احمدینژاد و معاون اول پیشنهادی وی در کابینه دهم که برخی از او به عنوان سخنگوی دولت آینده نیز نام میبرند، معتقد است که در انتخابات اخیر، احمدینژاد فقط 4 میلیون رای ایجابی داشته و 20 میلیون دیگر «منتقد نظام» هستند. به گزارش خبرنگار اعتمادملی، یک هفتهنامه اصولگرا خبر داد که رحیممشایی این سخنان را اخیرا در جلسهای گفته و تاکید کرده است که این 20 میلیون نفر که منتقد نظام هستند در این انتقاد خود حتی از آن 13 میلیون هم جدیتر هستند. این هفتهنامه به مدیرمسوولی علیرضا زاکانی، نماینده اصولگرای مجلس هشتم که سابقا رئیس بسیج دانشجویی بود، منتشر میشود و در شورای سیاستگذاری آن افرادی مانند فریدالدین حدادعادل، علیرضا زاکانی، علیعسگری و سیدامیرحسن دهقانی حضور دارند. این خبر در آخرین شماره هفتهنامه پنجره، یکشنبه 18 مرداد ماه منتشر شده و تاکنون که چهار روز از انتشار آن میگذرد، از سوی دولت یا دفتر احمدینژاد تکذیب نشده است. اسفندیار رحیممشایی در این خبر، همچنین به چگونگی ظهور امام زمان(عج) نیز اشاره کرده است که جای تامل دارد. این هفتهنامه در خبر خود آورده است: «اسفندیار رحیممشایی اخیرا در جلسهای خصوصی با تعدادی از دانشجویان گفته است: معتقدم برای آمدن حضرت حجت، لازم نیست در کره زمین همه مسلمان باشند. ما به این نتیجه رسیدهایم که برای آمادهکردن جهان برای ظهور حضرت، نمیتوانیم از ادبیات دینی استفاده کنیم. چون همزبانی ایجاد نمیکند. باید سراغ ادبیات مشترک انسانی برویم و به این دلیل باید از ادبیاتی همه فهم مانند عدالت، ظلمستیزی، مهرورزی و یگانهپرستی استفاده کنیم. مشایی به بیان اینکه مسلمان کردن همه انسانها شدنی نیست، معادلاتی درباره ضریب رشد جمعیت جهان، نرخ رشد مسیحیت و نرخ رشد اسلام ارائه کرد و به تحلیل این مطلب پرداخت که نمیشود همه انسانها را مسلمان کرد. وی ادامه داد: با توجه به علائم دوران ظهور مانند تکرار نام حضرت در مجامع و منابر، معتقدیم که در دوران ظهور هستیم. مشایی همچنین به نقش خود به عنوان معاون اول که قرار بود در زمینهسازی ظهور فعالیت داشته باشد، نیز اشاراتی کرده است. وی درباره آرای احمدینژاد گفته است: از 24 میلیون رای احمدینژاد، 20 میلیون منتقد به نظام هستند که در این انتقاد خود حتی از آن 13 میلیون هم جدیتر هستند چراکه آن 13 میلیون فقط دولت احمدینژاد را زیر سوال بردند، ولی این 20 میلیون به کل روند سالهای گذشته پیش از احمدینژاد نه گفتند. و در حقیقت احمدینژاد در این میان فقط چهار میلیون رای ایجابی دارد. سخنان اسنفدیار رحیممشایی از دو زاویه حائز اهمیت است. اول از زاویه آرای آقای محمود احمدینژاد است. از آنجایی که خبر منتشره در یکی از هفتهنامههای اصولگرا و معتمد منتشر شده است، میتوان به صحت آن استناد کرد. در طی سالهای اخیر، کسانی که به تحلیلآرای محمود احمدینژاد در دو دوره انتخابات ریاستجمهوری نشستند، عموما بر یک نکته تاکید داشتند که احمدینژاد را به علت گفتمان انتقادی به نظام جمهوری اسلامی و عملکرد مدیران ارشد آن، توانسته آرایی را به سبد خود اضافه کند که این آرا، نه تنها اصالتا متعلق به او نیست، بلکه به اپوزیسیون و کسانی که مخالف نظام هستند، تعلق دارد. در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری سال 84 و حتی 88، محمود احمدینژاد محور تبلیغات خود را بر انتقاد از عملکرد جمهوری اسلامی که توسط روسای جمهور سابق یا نخستوزیر دوران جنگ اتخاذ شده بود، استوار کرد. او در واقع با اینکه خود را یک اصولگرا معرفی میکرد اما بیشترین انتقادات را بهدوره امام و پس از امام وارد کرد و تلاش کرد خود را مدافع مردم نشان دهد. سخنان او معمولا از تریبون صداوسیما پخش میشد اما کسانی که مورد تهمت،افترا و انتقاد قرار گرفته بودند این اجازه را پیدا نمیکردند که به تلویزیون بروند و پاسخ او را بدهند. به این ترتیب محمود احمدینژاد که خود را از درون نیروهای اصولگرا و با حمایتهای آشکار برخی نهادها به قدرت رسید، در هر دو دوره خود را در جایگاه اپوزیسیون نظام نشاند و توانست آرای مخالفان را به سبد خود بریزد. نکته حائز اهمیت اینجاست که بنا بر گفته رحیممشایی، در این دوره احمدینژاد فقط 4 میلیون رای ایجابی داشت و نه بیشتر. به عبارتی احمدینژاد نه تنها نتوانست آرای دوره قبل خود را به لحاظ کیفی ارتقا دهد، بلکه به لحاظ کمی نیز دچار ریزش نیرو شده است. نکته دوم به آرای جناح رقیب احمدینژاد برمیگردد. درتحلیل رحیممشایی، 13میلیوننفری که به اصلاحطلبان رای دادهاند، فقط دولت احمدینژاد را زیر سوال بردند، در حالی که 20میلیون نفر ازکسانی که به احمدینژاد رای دادند منتقد نظام هستند. اما به رغم این نگاه تامل برانگیز، حامیان آقای احمدینژاد بلافاصله بعد از انتخابات، شرایط را بحرانی جلوه دادند و در نشریات خود به توجیه بازداشتها و دستگیریهای پس از انتخابات پرداختند. آیا اگر کسی منتقد دولت احمدینژاد بود ولو 13 میلیوننفر، باید آنها را بازداشتکرد و به آنها گفت که درصدد انقلاب رنگی یا کودتای مخملی بودند؟ به این ترتیب این خبر کوتاه، نگاه جدیدی را عرضه کرد. اول آنکه احمدینژاد 4 میلیون رای داشته است. دوم 20میلیون از کسانی که به او رای دادهاند به ادعای رحیممشایی، منتقد نظام هستند و 13میلیون نفر که به اصلاحطلبان رای دادهاند فقط منتقد احمدینژاد هستند.
در همین زمینه علی مطهری: مشکل عمده احمدینژاد این است که او باید تکلیفش را با ولایتفقیه روشن کند. نمیشود که وی دو ولایت داشته باشد، از طرفی بگوید که من ولایتفقیه جامعالشرایط را پذیرفتهام، از طرفی هم ولایت شخصی مثل مشایی را پذیرفته و بین این دوتا گرفتار شده است. بالاخره انسان نمیتواند قلبش به دوجا اختصاص داشته باشد. ادامه گفتوگو با علی مطهری را در صفحه 3 بخوانید
میرحسین موسوی با اشاره به موج سنگین تبلیغاتی علیه خواسته به حق مردم گفت: یک اراده سیاسی میخواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی – تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند، حال آن که وقتی دقت میکنیم میبینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.
در حالیکه از احمد رضا رادان بعنوان فرمانده جدید نام برده می شود ، سایر فرماندهان ناجا نیز پس از ارتقاء درجه در آستانه تغییر و تحول همزمان با ریاست قوه قضائیه قرار گرفتند
به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت اخبار منتشره طی روزهای اخیر گمانه زنی در خصوص تغییر و تحولات در مجموعه نیروی انتظامی را افزایش داده است ، گفته می شود همزمان با تغییرات مورد نظر آیت الله صادق لاریجانی در دستگاه قضایی و حضور ایشان در این قوه و وداع آیت الله شاهرودی و بر اساس یک رویه مسبوق فرماندهان ناجا نیز با ارتقاء درجات دستخوش جابجایی می شوند
به گزارش عبرت هرچند طی روزهای اخیر و با افزایش انتقادات از سردار احمدی مقدم وماجرای کهریزک حرف و حدیث پیرامون وداع وی از ناجا بر سر زبانها بود اما رجا نیوز سایت نزدیک به اصولگرایان و حامی محمود احمدی نژاد نوشت : شنیده ها حاکی از آن است که ارتقاء درجه 4 نفر از فرماندهان ارشد ، سبب ایجاد تحولاتی در ساختار نظامی و انتظامی کشور خواهد شد.
برهمین اساس، علاوه بر ارتقاء درجه این 4 فرمانده، سردار احمدی مقدم فرماندهی نیروی انتظامی با ارتقاء درجه به حوزه فعالیت سابق خود در نیروی مقاومت بسیج باز خواهد گشت تا در تحولات جدیدی که قرار است این نیرو شاهد آن باشد، نقش آفرینی کند. از سردار رادان جانشین فعلی نیروی انتظامی به عنوان گزینه جایگزین سردار احمدی مقدم یاد می شود.
اما تحولات تنها به فرماندهی ناجا ختم نخواهد شد، چنانکه پس از بازنشستگی سردار رویانیان از فرماندهی راهور ناجا، به نظر می رسد، اینبار نوبت سردار رجبزاده فرماندهی انتظامی تهران بزرگ باشد که با این نیرو خداحافظی کند. براساس این گزارش، یکی از گزینه های جانشینی رجب زاده ،سردار علی فضلی فرمانده سپاه استان تهران است که این پست فعلا به سردار فضلی پیشنهاد شده است.
در تحولات جدید ساختاری در نیروی انتظامی نیز فعالیت های معاونت اجتماعی ناجا گسترش خواهد یافت که از آن جمله می توان به تغییرات عمده در سایت پلیس و همچنین تبدیل هفته نامه امین به روزنامه ای با همین نام اشاره کرد.
بر اساس این گزارش، سردار بتولی معاون اجتماعی فعلی ناجا در روزهای آینده به عنوان رئیس آگاهی و یا جانشین هماهنگ کننده ناجا معرفی خواهد شد و از سردار کارگر رئیس سابق اداره وظیفه عمومی نیز به عنوان گزینه جایگزین سردار بتولی به عنوان معاون اجتماعی ناجانام برده می شود.
در تحولات مدیریتی ناجا، پیش از این سردار بهرام نوروزی فرمانده پیشین قرارگاه رسول اکرم ناجا در حکمی به عنوان رئیس پلیس جدید پیشگیری این نیرو منصوب شد و در حکم دیگری سردار محمد رویانیان رییس پلیس راهنمایی ورانندگی کشور جای خود را به سردار اسکندر مؤمنی داد
در حالی که تنها چند روز به پایان دوره مسئولیت هاشمی شاهرودی در قوه قضاییه باقی مانده است، جمعی از قضات دادگستری استان تهران در نامهای شدیداللحن به وی، با انتقاد از «دادگاه نمایشی- فرمایشی» و «محاکمه فلهای شهروندان» که به گفته آنها «مایه شرمساری بسیاری از قضات شریف این مرز و بوم» شده است، خواستار موضع گیری روشن و شفاف رئیس قوه قضاییه در محکومیت این اقدامات شدند. امضاکنندگان این نامه که نسخهای از نامه خود را برای انتشار به «موج سبز آزادی» سپردهاند، گفتهاند که بنا به مصالحی قصد ندارند نام آنها منتشر شود. متن کامل نامه این قضات دلسوز و شریف را بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله شاهرودی ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
سلامُ علیکم
در پی رخدادهای ناگواری که همزمان و پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری شاهد بوده ایم، از جمله تعرض به جان، هتک حرمتها و موج وسیع دستگیری شهروندان عادی و فعالان سیاسی که تنها به گونه ای مسالمت آمیز مراتب اعتراض خود را به نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری اعلام داشته اند، و با توجه به مسئولیت خطیر و صبغه علمی-فقاهتی جنابعالی، جمعی از قضات دادگستری استان تهران، ذکر نکاتی چند را بر خود فرض دانسته که توجه حضرت عالی را به آن جلب می نماید:
میرحسین موسوی در دیدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، به طور قاطع از مهدی کروبی به عنوان کسی که «توان بسیج جمعهای مؤمن و دلسوز به نظام و کشور را دارد»، دفاع کرد و ضمن انتقاد شدید از اهانتهای کیهان به شیخ اصلاحات، گفت: آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج میکرد، میتوانست به اندازه اتفاقاتی که در زندانها افتاده است، به کشور و انقلاب لطمه بزند؟ آیا روزنامه کیهان که قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار میدهد یک جریان همسو با بیگانگان نیست که همطراز منافقین با نظام دشمنی میکند و در جهت منافع آمریکا و انگلستان گام برمیدارد؟
صبح امروز (چهارشنبه) اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با دکتر زهرا رهنورد و مهندس میرحسین موسوی دیدار داشتند و نظرات و پیشنهادات خود را در مورد وضعیت کنونی کشور و هرچه پربارتر شدن حرکت مردم مطرح کردند.
در این دیدار، مهندس موسوی با گرامیداشت یاد تعدادی از اعضای این شورا که در زندان به سر میبرند، گفت: آنچه امروز در زندانها میگذرد، به خوبی نشاندهنده ضرورت یک اصلاح عمیق در کشور است.
وی با اشاره به اینکه هیچ یک از نیروهای دلسوز انقلاب نمیخواستند این حوادث روی دهد و بدتر آن با دروغهای پی در پی توجیه شود، گفت: بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند. وی با تأکید بر سوء ظن مردم کشورمان نسبت به نیات بیگانگان، افزود: مردم خواهان طرح خواستهها و اعتراضات خود در جوی آرام و عاری از تشنج بوده و هستند و آن کسانی که با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونین کردند، به منافع بیگانگان خدمت میکنند.
میرحسین موسوی با اشاره به موج سنگین تبلیغاتی علیه خواسته به حق مردم، گفت: یک اراده سیاسی میخواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی - تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند؛ حال آن که وقتی دقت میکنیم، میبینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.
منتخب واقعی مردم در دهمین دوره ریاست جمهوری در همین رابطه و با اشاره به دادگاههای نمایشی اخیر اظهار داشت: آیا حرکت اعتراضی مردم که بر پایه گفتمانی در چارچوبه قانون اساسی استوار است و با شعارهای برگرفته از شعارهای انقلاب شکل گرفته در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاههای نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیتهای انقلاب مینشانند. کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟
مهندس موسوی در ادامه سخنان خود با اشاره به رواج تهمت در صدا و سیما گفت: آیا آمریکا ترجیح میدهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغگوییهای پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آیا کسانی که باعث شدهاند مردم برای گرفتن خبر به رسانههای خارجی مراجعه کنند، به دنبال منافع بیگانگان هستند یا کسانی که میگویند رسانه ملی بیطرف باشد و اخبار را شفاف بیان کند؟ آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج میکرد، میتوانست به اندازه اتفاقاتی که در زندانها افتاده است، به کشور و انقلاب لطمه بزند؟ آیا روزنامه کیهان که قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار میدهد یک جریان همسو با بیگانگان نیست که همطراز منافقین با نظام دشمنی میکند و در جهت منافع آمریکا و انگلستان گام برمیدارد؟ آیا اهانت به آقای کروبی که توان بسیج جمعهای مؤمن و دلسوز به نظام و کشور را دارد، خدمت به منافع بیگانه نیست؟
مهندس میرحسین موسوی در این نشست با تجلیل از چهرهها و فعالین سیاسی در بند به خصوص اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، برای آزادی آنان از بند دعا کرد
آیتالله سید علیمحمد دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز و عضو مجلس خبرگان رهبری، در متنی که با عنوان «مشروعیت و مقبولیت در اسلام» منتشر شد، از رفتار دوگانه مجلس خبرگان با خاتمی و احمدینژاد در دورههای قبلی ریاستجمهوری انتقاد کرد و خواستار آن شد که «تا دیر نشده»، جلسه «علنی» خبرگان برای «اعاده حیثیت از مرجعیت» و پاسخ به خواستههای مردم تشکیل و به شکایاتشان به وسیله نمایندگان آنها یعنی آقایان موسوی و کروبی رسیدگی شود.
متن منتشر شده در سایت این عضو برجسته مجلس خبرگان رهبری را بیهیچ ویرایشی در ادامه میخوانید:
بنابر آنچه از کتاب و سنت و عقل و اجماع فهمیده می شود لازم است که در احکام شرع جاهل به عالم رجوع کند. در این میان وظیفه فقیه عادل است که مردم را از پلیدی (رجس) دور کند که مهمترین مصداق آن جهل است و این خود جهادی است بزرگ؛ لذا معصوم می فرماید: «مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء» فقیه عادل یعنی با فهم و ادراک نسبت به قرآن و سنت و عامل به آن و آزاد از زنجیرهای حبّ دنیا و ریاست و غالب بر هوای نفس، چنین شخص فقیه و مجتهد در هر زمان و مکانی باشد بر آن عدّه که از او استقبال می کنند ولایت دارد؛ یعنی از امتحان الهی خوب در آمده و نیز مورد استقبال مردم واقع شده. امّا اینکه گفته شود این شخص بر همه نقاط کره زمین ولایت دارد بی مدرک است.
در زمان امام خمینی (ره) تمام فقهاء و مراجع خودجوش مرجعیّت و فقاهت ایشان را امضاء کردند و اکثریّت قریب به اتفاق مردم با میل و رغبت استقبال نمودند؛ در آن موقع علماء و مردم هر دو متّفقاً دست به دست هم دادند و ایشان را مرجع و ملجأ و رهبر خویش قرار دادند، لذا پیروزی به این صورت و در مدّت کوتاهی به دست آمد. چنان چه این معنی از زمان غیبت صغری تا به حال برقرار بوده و از مرجعیت و زعامت میرزای شیرازی (سیّد محمّد حسن(ره)) که با امضای چهارصد نفر مجتهد و استقبال عظیم مردم تحقّق یافت، چندان مدّتی نگذشته و ایشان با گریه این سمت را پذیرفتند.
بنابر روایات، هر فقیهی فی الجمله ولایت دارد چنان چه امام خمینی(ره) نیز فرمودند؛ امّا ولایت مطلقه، اعلمیت و اعدلیت و پشتیبانی قاطع علما و مردم را می طلبد.
این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد یعنی همین که اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.
وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است، که در اوّلین فرصت بعد از انقلاب به دستور امام امّت و نجات دهنده مردم ایران از استبداد و استعمار و استثمار، به وسیله خبرگان ملّت، از فقها و روشنفکران تدوین شد، و برای تأمین نظرات حضرت امام خمینی(ره) اصل ولایت فقیه در آن گنجانده شد و مردم، قانون اساسی را تأیید کرده و رأی دادند و به دنبال آن هستند. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.
چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.
معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.
در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.
امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟
اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد و حفظ نظام این است، که باید بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقلید بر مجتهد حرام است. یعنی تشخیص صدق و کذب هر موضوعی باید با تحقیق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گیرد.
محمدتقی مصباح یزدی گفت: جریانات اخیر که در کشور رخ داد، ولایت فقیه را هدف قرار داده بود. به گزارش رجا، این چهره روحانی که به عنوان تئوریسین جریان کودتا شناخته میشود، روز چهارشنبه در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی از سراسر کشور در موسسه آموزشی امام خمینی در قم ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت ذکر کرد و گفت: دشمنان می خواستند یا این رکن اساسی را حذف و یا تضعیف و کمرنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر نمودند. وی ادامه داد: ولایت فقیه به دلیل آنکه دارای پرتویی از انوار امام زمان(عج) است و مردم نیز بدلیل این که او را جانشین به حق ولیعصر(عج) می دانند اطاعت از او را همچون اطاعت از امام عصر بر خود لازم می دانند. مصباح یزدی بر اساس خطبه ای از حضرت علی(ع) حقوق والی و سرپرست جامعه بر مردم را بزرگترین حق مردم بر مردم ذکر کرد و گفت: رهبر وقتی قانون را تایید می کند بنابراین همه مصوبات قانونی همچون نماز و روزه بر مردم واجب می شود که این از حقوق والی بر مردم است. وی اظهار داشت: عموم مردم لزوم و اهمیت ولایت فقیه را درک می کنند ولی برخی خواص مسوولیت پذیری رهبری را مانند رییس جمهوری یک شخصیت سیاسی و نفر اول در کشور می دانند در حالی که این دو تعریف تفاوت ماهوی با یکدیگر دارد. وی بااشاره به این که ولی فقیه جانشین امام زمان(عج) بوده ولی رییس جمهوری را مردم انتخاب می کنند، یادآور شد: وقتی رییس جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می شود. وی افزود: وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست. مصباح یزدی خاطر نشان کرد: قبل از انقلاب به دلیل جدایی دین از سیاست علما در این عرصه وارد نمی شدند در حالی که دیانت عین سیاست است که این شعار از سوی شهید مدرس مطرح و توسط امام به آن جامه عمل پوشانده شد. وی افزود: اکنون در فرهنگ دینی ما هر که دیندارتر است از ولایت فقیه حمایت می کند ولی هنوز بعد از 30 سال این اصل آنچنان که باید جا نیافتاده است. وی ادامه داد: هنر نیز همچون علوم دیگر که می تواند هم مفید و هم مضر باشد که در این صورت و به دام لغزش ها افتادن هنرمند ضرر آن بیش از منفعت آن می کند. ------------------------------------------------------------------------------------ ایرنا و رجا نیوز سخنان مصباح یزدی را حذف کردند
در حالیکه سایت رجانیوز وابسته به همسر سخنگوی دولت و خبرگزاری ایرنا سخنان محمد تقی مصباح یزدی در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی از سراسر کشور در موسسه آموزشی امام خمینی(ره) در قم را به صورت کامل منتشر کردند پس از گذشت چند ساعت آن بخش از سخنان مصباح یزدی در خصوص اینکه "اطاعت از رئیس جمهور اطلاعت از خداست " را حذف کردند.
این در حالی است که سایت های متعدد این خبر را به نقل از رجا و ایرنا پوشش دادند.
جالب توجه آنکه سایت ”شبکه ایران“ وابسته به دولت تا لحظه مخابره این خبر،متن کامل سخنان مصباح یزدی را به شماره خبر 23609 در خروجی خود دارد.
نطق لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در ابتدای جلسه علنی امروز حاشیههای را به همراه داشت.
به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاری فارس، مهدی کوچکزاده نماینده تهران در آغاز جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس بعد از نطق قبل از دستور لاریجانی رئیس مجلس مبنی بر پیگیری نامه کروبی در خصوص آزادی برخی بازداشت شدگان توسط مجلس در تذکری آئیننامهای به لاریجانی با اشاره به این که رئیسمجلس پیش از این گفته بود در بررسی مجلس در هیچ یک از بازداشتگاهها آزار جنسی دیده نشده است، به استناد بند 20 ماده 11 آئیننامه اظهار داشت: کسی که رفقای خودش هم قبولش ندارند آیا باید وقتی نامهای مینویسد شما آن را در مجلس مطرح کنید؟
کوچکزاده با بیان اینکه اینها وارونه کاری میکنند که جای قاضی و متهم عوض شده است تصریح کرد: آیا اینها شخصیتهای ارزندهای هستند؟
اینهایی که سر و سری با آقای شهرام جزایری دانستهاند.
در این هنگام مصطفی ذوالقدر نماینده بندرعباس در واکنش به تذکر کوچکزاده فریاد زد که کوچک زاده خطاب به وی گفت: بنشین سرجایت و صحبت نکن.
نماینده تهران در ادامه تذکر خود گفت: من خواهش میکنم که شما به کسانی که حتی دوستانشان هم به آنها توجه میکنند بها ندهید.
لاریجانی رئیس مجلس در پاسخ به تذکر وی گفت: آقای کوچک زاده فکر میکنم افکار عمومی در مجلس اقتضا میکند که با ادب و متانت نسبت به همه افراد و شخصیتها صحبت شود و ثانیا اگر شخصی مطلبی مطرح کرد نباید نسبت به آن موضع گرفته شود.
وی افزود: مطالب بررسی شد و نتیجه آن گزارش شد اگر حاشیهای دارید آن را به متن مجلس نکشانید.
لاریجانی با بیان اینکه موضوع مذکور در رسانهها مطرح شد، خاطرنشان کرد: شما اطلاع دارید که وقتی این موضوع در رسانهها مطرح شد، چه بازتابی داشت لذا ما لازم دیدیم موضوع را بررسی و روشن کنیم پس اشکالی در این زمینه نیست.
در این هنگام لاریجانی خطاب به خباز نماینده کاشمر که قصد دادن تذکر دانشت گفت: خواهش میکنم چون من پاسخ این تذکر را دادم دیگر شما ادامه ندهید و اگر اجازه بدهید عبور کنیم به نفع جلسه خواهد بود.
فریادهای مصطفی کواکبیان در این هنگام به نشانه اعتراض برخاست.
خباز نماینده کاشمر با بیان اینکه تذکر کوچکزاده خارج از دستور بوده اعتراض خود را نسبت به تذکر نماینده تهران نشان داد.
لاریجانی در پاسخ به وی گفت: من که رجال الغیب نیستم از ایشان هم درباره متن تذکر سئوال کردم.
خباز در ادامه در تذکری آئیننامهای اظهار داشت: به استناد فرمایشات مقام معظم رهبری همه ما ماموریم کشور را به سمت آرامش ببریم.
وی افزود: تذکر آقای کوچکزاده به نظر بنده خارج از روال است چون ما وارد دستور شدیم و لذا تقاضا میکنم برای اینکه تشنج بر مجلس حاکم نشود شما از اینگونه مسائل جلوگیری کنید و الا ما هم مجبوریم به مقابله بپردازیم.
نماینده کاشمر با بیان اینکه از قدیم گفتهاند به محبوب کسی توهین نکن که به محبوبت توهین خواهند کرد، گفت: لذا من هم میتوانم حرفهایی بزنم، خواهش میکنم افراد کوچک زاده نسبت به بزرگزادگان اظهار نظر نکنند.
این سخنان خباز فریادهای قاسم محمدی را به همراه داشت و باعث عصبانی شدن کوچک زاده شد. زیرا کوچک زاده اعتقاد داشت که به او توهین شده است ولی لاریجانی خطاب به او گفت: آقای کوچک زاده با شما شوخی کردند توهین نبود، بلکه مزاح بود.
اشخاص حقیقی و حقوقی که در حوادث اغتشاشات اخیر دچار خسارت شده اند، برای طرح و ارائه شکایات خود به شعبه 13 بازپرسی دادسرای ناحیه 28 ویژه کارکنان دولت تهران مراجعه نمایند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، موارد قابل شکایت به این شرح است:
الف) تخریب وسائل نقلیه و اماکن و اموال خصوصی و عمومی در اغتشاشات اخیر تهران.
ب) ایجاد خوف و ترس مبنی بر سلب آرامش و نظم عمومی ازجانب افرادی خاص.
ج) ایجاد مزاحمت و تعرض و ایراد ضرب و جرح عمدی.
د) هر گونه خسارت مالی و جانی براثر تحریک به آشوب و بلوا در ناآرامیها و اغتشاشات اخیر.
جهت تسریع در رسیدگی و اتخاذ رویه واحد به تمامی نواحی دادسرای تهران ابلاغ گردید که شکایات و پرونده های جریانی و مطروح در این ارتباط را به شعبه مذکور ارسال کنند.
حفظ شأن و جایگاه کلیه امور قضایی از جمله قضاوت و وکالت و همچنین حقوق متهم می تواند ضامن مهمی برای وجود عدالت در احکام صادره باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تامین حق دفاع مردم به نحو مطلوب را از ارکان مهم توسعه قضایی خواند.
به گزارش خبرگزاری مهر، جمعی از اعضا هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز صبح دوشنبه با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کردند.
در این دیدار آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به سیاست کلی قضایی نظام جمهوری اسلامی ایران ، تامین حق دفاع مردم به نحو مطلوب را از ارکان مهم توسعه قضایی عنوان کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گسترش فرهنگ حقوقی و قضایی در سطح جامعه را در ایجاد فضایی مناسب برای کاهش جرائم و همچنین کاهش اطاله دادرسی پراهمیت بیان کرد و گفت: حفظ شأن و جایگاه کلیه امور قضایی از جمله قضاوت و وکالت و همچنین حقوق متهم می تواند ضامن مهمی برای وجود عدالت در احکام صادره باشد.
در ابتدای این دیدار سید محمد جندقی رئیس کانون وکلای دادگستری مرکز و همچنین چند تن از اعضای این کانون به اختصار مطالبی را در خصوص تاریخچه شکل گیری و همچنین نحوه فعالیت و مسائل جاری این کانون را به اطلاع رساندند و بر ضرورت استقلال کانون وکلا تاکید کردند